گنجور

شمارهٔ ۶۲

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه
 

چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی

زبان بنده ببندی به التفات زبانی

چو تیر غمزه نهی در کمان کشی همه بر من

ولی کنی به توجه دل رقیب نشانی

چو تیغ ناز کشی منتش کشم من غافل

ولی به علم نظر زخم بر رقیب رسانی

چو دلبری کنی آغاز من نخست دهم دل

ولی تو سنگ دل اول دل رقیب ستانی

شکر برای من ارزان کنی گه سخن اما

نهان به جنبش لب جمله بر رقیب فشانی

چو کوه اگر همه تمکین شوی بروی خوشم من

و گرچه بادروی چون رسد رقیب بمانی

بلی گهی که نهی در کمان خدنگ تغافل

تغافل از دل مجروح محتشم نتوانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام