گنجور

 
محتشم کاشانی

خوش آن زبان که شود چون زبان لوح و قلم

به مدح و منقبت شاه ذوالفقار علم

خون آن بنان که چو در خامه آورد جنبش

نخست ثبت کند مدحت امام امم

خوش آن بیان که بود همچو لعل در دل سنگ

در مناقب شاه نجف در آن مدغم

دمی ز نخل خیالت ثمر دهد شیرین

که جز به مدح شه نخل برنیاری دم

به خاک رفته فرو نظم آبدار تو به

اگر از آن نشود باغ منقبت خرم

درین جهان به ستایش مشو ندیم کسی

که در جهان دگر همینت ندیم ندم

فسانه طی کن و در مدحت کریمی کوش

که در کرم سگ او عار دارد از حاتم

به مدح کام دهی عقد نطق بند کزو

شوی به منعی بکری زمان زمان ملهم

به مجلس کرم از ساقی طلب کن جام

که تا ابد نکنی عرض احتیاج به جم

برات خویش به مهر دهنده‌ای برسان

که در رکوع به خواهنده می‌دهد خاتم

حیات جو زدم زنده‌ای که می‌آید

ز طفل مکتب او کار عیسی مریم

به سایه اسدی رو که گرگ مردم خوار

ز بیم او نتواند شدن غنیم غنم

ببر به محکمه قاضی شکایت چرخ

که در میانهٔ بازو کبوتر است حکم

به صدق شو سگ آن آستان که محترمند

سگان شیر خدا همچو آهوان حرم

به دانکه در کتب آسمانی آمده است

ابوالحسن همه‌جا بر ابوالبشر اقدم

مهم خویش بود خلق را اهم مهام

مرا ثنای امام امم مهم اهم

رسید مطلع دیگر ز سکه خانهٔ فکر

که می‌دود چو زر سکه‌دار در عالم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

دژم شده ست مرا جان از آن دو چشم دژم

بخم شده ست مرا پشت از آن دو زلف بخم

لبم چو خاک درو باد سرد خواسته شد

دلم بر آتش وز دیده گشته وادی زم

مشعبد است غم عشق هر کجا باشد

[...]

فرخی سیستانی

همی روم سوی معشوق با بهار بهم

مرا بدین سفر اندر ،چه انده ست و چه غم

همه جهان را سر تا بسر بهار یکیست

بهار من دو شود چون رسم به روی صنم

مرا بتیست که بر روی او به آذرماه

[...]

قطران تبریزی

خلاف بود همیشه میان تیغ و قلم

کنون ببخت ملک متفق شدند بهم

چگونه کلک که بر دشمنان و بر یاران

از اوست راحت و محنت از اوست شادی و غم

ضعیف جسم و تن خصم از او شده است ضعیف

[...]

مسعود سعد سلمان

نهاد زلف تو بر مه ز کبر و ناز قدم

کراست دست بر آن مشک گون غالیه شم

چو بود عارض تو لاله طبیعی رنگ

مگر نمود مرا عنبر طبیعی خم

بهاری روی تو از زلف تو فزون گشته ست

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۲۶ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
امیر معزی

گهی ز مشک زند برگل شگفته رقم

گهی ز قیر کشد بر مه دو هفته قلم

گهی زندگره زلف او سر اندر سر

گهی شود شکنِ جَعدِ او خَم‌ اندر خَم

رخش چو لاله و بر لاله از شکوفه نشان

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه