سومین روز شعبان شده طالع آن ماه
که بود طلعت وی مطلع انوار الاه
پرتوی هست ز رخشنده رُخش، روشن صبح
از سواد خم مویش اثری شام سیاه
قصه حسن تو همّت عشّاق رُخش
داستانی است که مشهور بود، در افواه
شرح مویش نتوان گفتن، در مدت عمر
زانکه این قصه دراز آید و مدت کوتاه
زکجا می رسد این قافله سالار نفوس
که دو صد قافله جان آمده با وی همراه
از پی چشم بدش نام نهادستم مه
ورنه عکسی بود از مهر رُخش، رخشان ماه
آتش از یاد رخش گشت گلستان به خلیل
شد خیال ذقنش همدم یوسف در چاه
آیتی هست زدستش، ید بیضای کلیم
نفحه ی از دم قدسیش، دم روح الله
درگهش کشتی نوح است به دریای وجود
دفع طوفان فتن را بود آن ملک پناه
منبع آب بقا آمده خاک ره او
خضر را بوده به هر مرحله وی هادی راه
غیرت طوبی کوثر، قد و لعل لب او است
سید خلیل جوانان بهشت است آن شاه
«خیرة الله من الخلق ابی» گفته ی او است
شهدالله بعلو نسبش صدق گواه
مصطفی در حق او گفته «حسینّ منّی»
نفس خود خواند و اباعبدالله
تا فزایم شرف عرش برین، می گویم
باشدش عرش برین، فرش مبارک درگاه
قرن ها پیش ز آدم به نهان بود و عیان
سال عمرش بودی، هفت فزون از پنجاه
هر که را، زاد معاد است ولایش چو «محیط»
در جنان جای بود، گر بودش کوه گناه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره شأن و مقام امام حسین (ع) است که در سومین روز از ماه شعبان به دنیا آمده است. شاعر به زیبایی و جاذبه وی اشاره میکند و میگوید داستان زیباییهای او در میان عاشقان مشهور است. او از صفاتی چون نورانیت چهره و زیبایی موهایش یاد میکند و میگوید توصیف این زیباییها در مدت عمر ممکن نیست.
شاعر همچنین به روحالله و نقش امام حسین (ع) در هدایت و نجات بشریت اشاره میکند و او را به عنوان پناهگاه در برابر طوفان فتنهها معرفی میکند. امام حسین (ع) به عنوان جوانان بهشت و نواده پیامبر (ص) شناخته میشود و در نهایت اشاره میکند که محبت و ارادت به او در دنیا و آخرت بهرهمند میسازد.
هوش مصنوعی: سومین روز از ماه شعبان فرا رسیده است، زمانی که تولد آن ماه خاص است که چهرهاش نورانی و پر از نورهای الهی است.
هوش مصنوعی: چشمی به زیبایی و روشنی چهرهاش میتابد، و صبح روشن از تاریکی مویش نشأت میگیرد که همچون شب سیاه است.
هوش مصنوعی: داستان زیبایی و جذابیت تو، همواره در میان عاشقان شناخته شده و به زبانها جاری است.
هوش مصنوعی: نمیتوان دربارهی زیبایی موی او سخن گفت، زیرا این داستان آنقدر طولانی است که زمان ناچیز ما کافی نیست.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به شخصی مهم و با نفوذ که از کجا آمده و چه تاثیری در زندگی انسانها دارد. در واقع، این فرد، مانند یک رهبر یا قافلهسالار، جمعی از جانهای مختلف را به دنبال خود کشانده و نشاندهنده اهمیت وجود او در زندگی دیگران است.
هوش مصنوعی: به خاطر چشم بد او، نامی بر او نهادم، زیرا که تصویری از زیبایی صورتش بود، که مانند ماه میدرخشید.
هوش مصنوعی: آتش از خاطر زیباییهای معشوقهاش به وجود آمد و به یاد دوستیهای عمیق و دلانگیز که با یوسف در چاه داشت، پی برد.
هوش مصنوعی: دست او نشانهای است، همانند معجزهی کلیم (موسی) که نشانهای از الطاف الهی و روح خداوند است.
هوش مصنوعی: درگاه او مانند کشتی نوح است که در دریای وجود قرار دارد و برای دفع طوفانهای فتنه پناهگاه آن ملک به شمار میآید.
هوش مصنوعی: آب زندهگی به ما رسیده و او حضرت خضر، که سمبل هدایتی است، در هر مرحله زندگی راه را به ما نشان میدهد.
هوش مصنوعی: قد و رنگ لبی که در اینجا توصیف شده، نشان از غیرت و زیبایی خاصی دارد که به طوبی و کوثر تشبیه شده است. این شخص، سید خلیل، جوانان بهشت را نمایندگی میکند و به عنوان یک شاه مورد ستایش قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که بهترین و برگزیدهترین مخلوق خداوند، پدر من است. این سخن از طرف کسی است که به اصالت و nobility خانوادهاش افتخار میکند و این موضوع را صادقانه تأیید میکند.
هوش مصنوعی: مصطفی درباره او گفته است: «حسین از من است»، و بدین طریق او را به نفس خود تشبیه کرده و به اباعبدالله اشاره کرده است.
هوش مصنوعی: من میگویم که برای بالا رفتن به مقام والایی، باید درگاه مبارکی داشته باشم.
هوش مصنوعی: سالها پیش از پیدایش انسان، عمر او به طور پنهان و آشکار وجود داشت و مدت زندگیاش بیش از هفت سال و بیشتر از پنجاه سال بود.
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش امید به زندگی پس از مرگ باشد، ولایت و دوستی او در بهشت مانند «محیط» خواهد بود، حتی اگر بار گناهانش به اندازه کوه باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دستش از پرده برون آمد چون عاج سپید
گفتی از میغ همی تیغ زند زهره و ماه
پشت دستش به مثل چون شکم قاقم نرم
چون دم قاقم کرده سرانگشت سیاه
ای ستمکار بیندیش از آنروز سیاه
که ترا شومی ظلم افکند از جاه بچاه
حال اکنون بحقارت منگر جانب او
بشماتت کند آنروز بسوی تو نگاه
در چو بگشاد، بدان دخترکان کرد نگاه
دید چون زنگی هر یک را دو روی سیاه
جای جای بچهٔ تابان چون زهره و ماه
بچهٔ سرخ چو خون و بچهٔ زرد چو کاه
ای بفر و خرد و خوبی خورشید سپاه
او فرزنده ز گردون تو فروزنده ز گاه
او گهی تابان بر چرخ و گهی زیر زمین
تو بوی تابان بر گاه بگاه و بی گاه
زو نگاریده سپهر از تو نگاریده زمین
[...]
کی نهم روی دگرباره بر آن روی چو ماه
کی زنم دست دگرباره در آن زلف سیاه
بروم روی بر آن روی نهم کامد وقت
بشوم دست بدان زلف زنم کامد گاه
ای پسر چند کنم بیلب خندان تو صبر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.