ساقیا زان می دیرینه بده جامی چند
که زیک جرعه ی آن پخته شود خامی چند
گوش دل باز کن ای عاشق مشتاق که باز
دارم از جانب جانان به تو پیغامی چند
همّتی کُن که به جانان رسی ای جان عزیز
گر برون زین تن خاکی بنهی گامی چند
لذت عمر خضر یابم و فیض شب قدر
با رخ و زلف تو گر صبح کنم شامی چند
با خضر تا چه کند رنج حیات ابدی
کشت ما را غم بیهوده ی ایامی چند
شد زکیفیت چشمان تو ما را معلوم
که همه عمر توان ساخت به بادامی چند
گرد خال سیهت زلف بخم دانی چیست؟
گرد یک دانه بگسترده قضا دامی چند
پی صید دل آشفته ی من از هر سو
دامی از طرّه بگسترده دل آرامی چند
آدمی زاده پی دنیای فانی نرود
زانکه این مزرعه وقف است به انعامی چند
این عجب با که توان گفت که ما گردیدیم
نیک نام از شرف دولت بد نامی چند
چشم دارد به دم مرگ وصف حشر «محیط»
کز کرم ساقی کوثر دهدش جامی چند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت ساقی برای نوشیدن شرابی که میتواند خامی را به پختگی تبدیل کند اشاره دارد. شاعر از عشق و اشتیاق خود میگوید و به پیغامهایی از جانب محبوبش اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که قدمی فراتر از دنیای مادی بردارد و به حقیقت زندگی بپردازد. لذتها و دردهای زندگی را در مقایسه با زیبایی و جذبه محبوبش مطرح میکند و تأکید میکند که عمر نباید صرف مسایل بیهوده شود. شاعر به دنبال معنای عمیقتری از زندگی است و از زمانهای که گذرانده، نگران است، و در نهایت به یوم قیامت و رحمت الهی اشاره میکند. کل شعر به نوعی در جستجوی حقیقت و زیباییهایی است که از دنیای فانی فراتر میروند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، از آن شراب قدیمی به من چند جام بده، زیرا با یک جرعه از آن، چندین نادانی و بیتجربگی به پختگی و فهم عمیق تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: ای عاشق پرشور، گوش جانت را بگشا که از سوی محبوب پیامی را برایت دارم.
هوش مصنوعی: ای عزیز، تلاشی کن تا به محبوب بروی. اگر بخواهی، میتوانی با رهایی از این بدن خاکی، قدمهایی برداری به سوی او.
هوش مصنوعی: میخواهم از زندگی طولانی و خوشبختی مانند خضر و از برکات شب قدر بهرهمند شوم، به شرط آنکه شبی را در کنار تو بگذرانم.
هوش مصنوعی: رنج زندگی ابدی ما را با خضر چه کند، وقتی که غم بیهوده روزهای چند گذشته ما را کشت.
هوش مصنوعی: کیفیت و زیبایی چشمان تو به ما نشان داد که میتوان تمام عمر را فدای زیباییهای اندکی کرد.
هوش مصنوعی: آیا میدانی که گرد خال سیاه تو بر روی زلف پیچ در پیچت چه معنایی دارد؟ مانند این است که قضا و قدر دامهایی را در اطراف یک دانه گستردهاند.
هوش مصنوعی: من در جستجوی شکار دل گیج و آشفتهام و از هر طرف دامی از موهای زیبای تو پخش شده است. آیا کمی آرامش میتوانی به من بدهی؟
هوش مصنوعی: انسان به دنبال دنیای زودگذر نمیرود، زیرا این دنیا مانند یک زمین زراعی است که برای پاداش و نعمتهای خاصی وقف شده است.
هوش مصنوعی: این تعجبآور است که با چه کسی میتوان صحبت کرد درباره اینکه ما از طریق شخصیت و مقام خود، به اعتبار خوبی دست یافتهایم، در حالی که در گذشته به خاطر بدنامیهایی که داشتیم، در وضعیت نامناسبی بودیم.
هوش مصنوعی: در هنگام مرگ، چشم او به توصیف قیامت مینگرد و از محبت ساقی بهشت، چند جام شراب میگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساقیا باز خرابیم بده جامی چند
پختهای چند فرو ریز به ما خامی چند
صوفی و گوشهٔ محراب و نکونامی و زرق
ما و میخانه و دردی کش و بدنامی چند
باده پیش آر که بر طرف چمن خوش باشد
[...]
حَسْبِ حالی نَنِوشتی و شد ایّامی چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند؟
ما بدان مقصدِ عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نَهَد لطفِ شما گامی چند
چون مِی از خُم به سبو رفت و گُل افکند نقاب
[...]
به علی رغم عدو باز زدم جامی چند
توبه بشکستم و وارستم از این خامی چند
منم و رندی و خاصان سراپردهٔ عشق
فارغ از سرزنش عام کالانعامی چند
فرصت از دست مده زلف نگاری به کف آر
[...]
منم امروز حریف قدح آشامی چند
چهره رنگین چو گل از باده گل اندامی چند
بهر ساقیگری و مطربی و قوالی
کرده آرام دل خویش دلارامی چند
وادی قدس بود کوی مغان باد سرم
[...]
نیم بسمل شدم از غمزه خودکامی چند
در دل آرام ندارم ز دلارامی چند
عقل، بسیار به هشیاری خود مغرور است
ساقیا خیز و بده ازپی هم جامی چند
با همه بیگنهی خوشدلم از بسمل خویش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.