دلم که بود زآلایش طبیعت پاک
گرفته گرد کدورت از این نشیمن خاک
مَلول گشتم از این همرهان سست عنان
کجا است راه نوردی مُجرّدی چالاک
اگر از این تن خاکی سفر کنی ای دل
نخست گام نهی پای بر سر افلاک
بلند و پست جهان ای رفیق بسیار است
گهی به چرخ برد که گذارت برخاک
چو نیستی است سرانجام، هرچه پیش آید
به هر طریق که باشی مدار دل غمناک
به یاوه ابر بهاری به دجله می بارد
به راه بادیه لب تشنگان شدند هلاک
رواق صومعه را آن زمان شکست آمد
که سرکشید به اوج سپهر طارم تاک
نکو است هرچه کند دِلستان چه جور و چه مهر
خوش است آن چه دهد او، چه زهر و چه تریاک
به کیش اهل کرم کافری، اگر ای دل
کنی به راه عزیزان زبذل جان امساک
گرم رسد به گریبان جامه ی جان دست
کنم به روز فراق تو تا به دامان چاک
من و خیال خلاف رضای تو، هیهات!
تو و هوای حصول مراد من؟ حاشاک
ز یُمن دوستی بندگان خسرو دین
ز دشمنی زمانه، مرا نباشد باک
ولیّ حق حسن بن علی، شه کونین
امام یازدهم، سبط خواجه ی لولاک
بزرگ آیت یزدان که درک ذاتش را
توان نمودن گر ذات حق شود ادراک
خدیو کون و مکان، شهسوار مسک وجود
که بسته سلسله ی کائنات بر فتراک
شها وجود دو عالم طُفیل هستی تو است
تو اصل فیضی و ارواح عالمین، فداک
به لطف عام تو دارد «محیط» چشم امید
در آن زمان که سپارد طریق تیره مغاک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تفکر عمیق دربارهٔ زوایای وجود و زندگی انسان میپردازد. شاعر از پاکی دل و آلایشهای طبیعت و بیعلاقگی به همرهان سستعنانی صحبت میکند. او به این نتیجه میرسد که سفر روحانی به سوی آسمانها و حقیقت بالاتر، نیازمند گام گذاشتن بر سر افلاک است.
شاعر بر این باور است که زندگی جهان پر از فراز و نشیب است و در نهایت، غمهای دل به خاطر ناپایداریهای زندگی بیمعناست. او به عشق و دوستی اهل ایمان اشاره میکند و در عین حال به خدای یکتا و مقام والای امام حسن بن علی (ع) و جایگاه ایشان در عالم هستی تاکید میکند. در نهایت، شاعر به قدرت و لطف الهی اشاره دارد که امید را در دلها زنده نگه میدارد.
هوش مصنوعی: دل من از آلودگیهای طبیعت پاک شده و غبار کدورتها را از این سرزمین خاکی زدوده است.
هوش مصنوعی: از همراهی با این دوستان بیثبات و بیعزم خسته شدم. کجا میتوانم راهی برای سفر به تنهایی و با نشاط پیدا کنم؟
هوش مصنوعی: اگر از این جسم مادی وداع کنی ای دل، نخستین قدم را بر قلههای آسمانی خواهی گذاشت.
هوش مصنوعی: در این دنیا، ای دوست، موقعیتهای مختلفی وجود دارد؛ گاهی در اوج هستی و گاهی در پستی و سختی، و این چرخ زندگی دائم در حال چرخش است که تو را از اوج به زمین میبرد.
هوش مصنوعی: وقتی که در نهایت هیچ چیز وجود ندارد، هرچه که اتفاق بیفتد، فرقی نمیکند. بنابراین، دل خود را غمگین نکن.
هوش مصنوعی: باران بیفایده بهاری بر دجله میبارد و در دشتهای بیآب، لبهای تشنگان به درد و هلاکت میانجامد.
هوش مصنوعی: ریشههای مذهبی و معنوی زمانی آسیب میبینند که عشق و اشتیاق به بلندای آسمانها برسد و بهطور کلی، این عشق بر باورهای محدود و خشک غلبه کند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که معشوق انجام دهد، زیبا و پسندیده است. هر نوع محبتی که او به ما ارائه دهد، چه تلخ و چه شیرین، خوشایند و دلنشین است.
هوش مصنوعی: اگر به راه بزرگواری و کرامت قدم بگذاری، حتی اگر به نظر برخی کافر باشی، نباید از فدا کردن جانت در این مسیر دریغ کنی.
هوش مصنوعی: اگر در روز جدایی تو، جامه جانم به سینهام چسبیده باشد، آن را پاره میکنم.
هوش مصنوعی: من و خیال مخالف خواستههای تو، هرگز! و تو چه امیدی به برآورده شدن آرزوهای من داری؟ هرگز!
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و دوستی بندگان خدای بزرگ، از دشواریها و مشکلات زندگی نگران نیستم.
هوش مصنوعی: ولیّ حق حسن بن علی، مشهور به امام حسن، نوه پیامبر اکرم (ص) است و مقام بلندی در تاریخ اسلام دارد. او به عنوان امام یازدهم شناخته میشود و در حقیقت بزرگزادهای است که از نسل پیامبر و یکی از شخصیتهای بزرگ اسلام به شمار میآید.
هوش مصنوعی: در این بیت به عظمت و بزرگی خداوند اشاره شده است. بیان میکند که تنها افرادی که ظرفیت درک حقیقت و ذات الهی را دارند، میتوانند آن را بشناسند. به عبارت دیگر، درک خداوند نیازمند توانایی خاصی است که فقط برخی افراد به آن دست مییابند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک فرمانروای بزرگ و قدرتمند میپردازد که در تمام خلقت و وجود، سلطه و نقش مهمی دارد. او همانند یک پهلوانی است که بر زندگی و هستی رهبری میکند و بر طنابهای جهان حکم میرانَد. به عبارت دیگر، این شخص یا مفهوم، نمایانگر قدرت و تسلط بر همه چیز است و کائنات را در کنترل خود دارد.
هوش مصنوعی: وجود دو جهان به خاطر وجود توست. تو منبع اصلی نعمتها هستی و تمامی موجودات در کمال تقدیر و افتخار به تو فخر میکنند.
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و محبت تو، «محیط» به آینده خوشبین است و امیدوار است حتی زمانی که در شرایط سخت و تاریکی قرار گیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به مستحقان ندهی هرآنچه داری و باز
دهی به معجر و دستار سبزک و سیماک
بجان پاک تو ای خواجه احمد شباک
که همچو جان توام بانو پاک از دل پاک
سر من آنجا باشد که خاک پای تو است
وگرچه سر ز شرف برگذارم از افلاک
بچشم من تو چنانی که توتیا شمرند
[...]
بذروه ملکوت آی ازین نشیمن خاک
که نیست لایق تخت ملوک تحت مغاک
بخاک بازده این خاک و سوی علو گرای
که جان پاک سزا نیست جز بعالم پاک
تو شاه تخت وجودی چه جای تست اینجا
[...]
بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
درین خرابه تو خود کی قدم نهی؟ حاشاک
به لطف صید کنی صدهزار دل هر دم
ولی نگاه نداری تو خود دل غمناک
کدام دل که به خون در نمیکشد دامن؟
[...]
کسی که لطف کند با تو خاک پایش باش
وگر ستیزه برد در دو چشمش آکن خاک
سخن به لطف و کرم با درشتخوی مگوی
که زنگ خورده نگردد به نرم سوهان پاک
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.