به گه کودکی مرا استاد
داد پندی که مانده است به یاد
گفت چون بر تو کار گردد سخت
از جفای سپهر سست نهاد
عرض حاجت برِ کریمی کُن
تا زقید غمت کند آزاد
به تمامی عمر من یک بار
کار بستم نصیحت استاد
عرضه کردن نیازمندی خویش
در بر شهریار باذل راد
سایه ی حق مظفرالدّین شاه
آفتاب ملوک پاک نژاد
دادخواهی که دست معدلتش
از بلند آسمان ستاند داد
تاجداری که مادر ایام
نه چه او زاده و نخواهد زاد
شاه در بندگی آل الله
بود چون ثابت و قوی بنیاد
دید غیر از مدیح احمد و آل
فنّ دیگر رهی ندارد یاد
صلتی جاودانه بخشیدم
ایزدش ملک جاودان بخشاد
در دو سال و سه ماه با صد رنج
به صدور برات گشتم شاد
بردمش در بر معین الملک
تا دهد وجه نقدم از ره داد
او حوالت به خان موسایی
داد و میقاتش اربعین به نهاد
لیک عاید نگشت دیناری
گرچه از وعده روز شد هشتاد
دوستانم به طنز می گویند
جیره ات را به یخ حوالت داد
من به فکر وصول وجه برات
که فلک دست انتقام گشاد
بیدقی راند شاه پیل افکن
باخته رخ وزیر ز اسب افتاد
گشت طی نوبت معین الملک
آسمان برد عهد او از یاد
دال گو باش قافیه کردم
بعد عزلش برات استر داد
لاجرم بر کشیده با شنجرف
خط بطلان برات را پس داد
زین تطاول غریق در شطرنج
گشته ام با خرابی بغداد
چشم دارم که دست همت شاه
زین گرفتاریم نجات دهاد
هم به ایصال وجه پار و کنون
هم به تبدیل بعد حکم کناد
تا بود نام از برات و محیط
می شود از وصول زر دلشاد
ثبت در دفتر دوام و خلود
تا ابد عهد شاه عادل باد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر یادآور نصیحتی از استاد خود در کودکی است که به او گفت در مواقع سختی باید از یک کریم درخواست کمک کند تا از غم و مشکل رهایی یابد. شاعر از تجربهی خودش در زمان حکومت مظفرالدین شاه میگوید و به مشکلاتی اشاره دارد که در روند دریافت وجهی از یک مقام دولتی به نام معینالملک با آنها مواجه شده است. او به انتظاری که از دریافت وجه دارد و بینتیجه ماندن تلاشهایش اشاره میکند، همچنان که دیگران به وضعیت او طعنه میزنند. در نهایت، شاعر امیدوار است که شاه به او کمک کند و او را از این مشکلات نجات دهد تا بتواند به وعدههای خود وفا کند و به آرامش برسد.
هوش مصنوعی: در دوران کودکی، معلمی به من نصیحتی کرد که هنوز در یادم مانده است.
هوش مصنوعی: زمانی که کارها بر تو دشوار شود و از ناحق زمانه آسیب ببینی، بدان که نباید تکیهگاه تو به آنچه که به نظر سست میرسد، باشد.
هوش مصنوعی: نیاز خود را با فردی بزرگوار در میان بگذار تا رهایی از غم و اندوه را برایت به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: در تمام عمرم یک بار از نصیحت استاد استفاده کردم.
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم درخواست و بیان نیازها و خواستهها در مقابل یک شخص بزرگمنش و سخاوتمند اشاره دارد. در واقع، شاعر به اهمیت ابراز نیازها و استفاده از امکانات یک فرد کریم و بخشنده میپردازد.
هوش مصنوعی: سایهای از خداوند بر سر مظفرالدین شاه که همانند آفتابی درخشان برای پادشاهان نیک نژاد است.
هوش مصنوعی: کسی که در پی حقخواهی است، همچون کسی است که برابری و عدالت را از آسمان بلند میگیرد و خواستار آن است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی که متولد شده و به مقام و موقعیت بالایی رسیده، اصلیتی ندارد که او را به این مقام برساند، و به عبارت دیگر، نمیتوان به گذشتهاش اتکا کرد یا انتظار داشت که او دوباره به همان وضعیت بازگردد.
هوش مصنوعی: پادشاه در خدمت به خانواده پیامبر (آل الله) است، همانطور که کوهی محکم و استوار میباشد.
هوش مصنوعی: جز ستایش احمد و خاندانش، هیچ یاد و خاطرهای به خاطر نمیماند.
هوش مصنوعی: من به پروردگارم نماز دائمی هدیه کردم و او نیز دارایی همیشگی به من عطا کرد.
هوش مصنوعی: در مدت دو سال و سه ماه با سختی و تلاش بسیار، بالاخره موفق به دریافت مجوز شدم و این برایم بسیار خوشحالکننده بود.
هوش مصنوعی: من او را به خانه معین الملک بردم تا مقداری از حق خود را از طریق درست و عادلانه بگیرد.
هوش مصنوعی: او نامهای به خان موسایی فرستاد و موعد ملاقاتش چهل روز آینده مشخص شد.
هوش مصنوعی: اما نتوانستم حتی یک دینار به دست آورم، هرچند که امروز روز وعدهام بود و هشتاد روز گذشته است.
هوش مصنوعی: دوستانم به شوخی میگویند که سهم تو را به یخ سپردهاند.
هوش مصنوعی: من در تلاشم تا به پول برات دست پیدا کنم، چون آسمان قصد انتقام از من را دارد.
هوش مصنوعی: پادشاهی در بازی شطرنج، مهرهای را به حرکت درآورد و وزیر که در این بازی شکست خورده بود، از اسب پایین افتاد.
هوش مصنوعی: زمان مشخصی که بر افلاک حکم فرماست، به سر آمده و عهد و پیمان او به فراموشی سپرده شده است.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که فردی پس از اینکه کارهای خود را به پایان رسانده، حالا به دنبال یک وسیله نقلیه (استر) است تا از آن استفاده کند و به نوعی در انتظار یک بهانه یا دلیل برای کارهایش است. این نشاندهندهی موقعیتی است که شخص تلاش کرده تا کارهایش را به سرانجام برساند و اکنون در پی آن است که به نوعی از این موقعیت بهرهبرداری کند یا به آن ادامه دهد.
هوش مصنوعی: بنابراین، او با سر و صدای زیاد، به طور قاطعانه یارایی را که به او داده شده بود، رد کرد.
هوش مصنوعی: به خاطر بلندپروازیها و مشکلاتی که پیش آمده، حالا به مانندی غریق در بازی شطرنج شدهام و در نتیجه خرابکاریهای بغداد به شدت درگیر و پریشان هستم.
هوش مصنوعی: من چشم به راه هستم تا دستان قدرتمند شاه مرا از این گرفتاری نجات دهد.
هوش مصنوعی: اینجا به این اشاره میشود که حالا هم به وسیلهی انتقال یا ارسال وجه، و هم از طریق تغییر و تبدیل، باید تصمیمگیری شود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نام تو در دسترس باشد و محیطی به وجود آید، رسیدن به طلا و ثروت باعث شادی دل خواهد شد.
هوش مصنوعی: در دفتر بقا و جاودانگی، همیشه یاد و نام پادشاهی عادل ثبت شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاد زی با سیاهچشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
ز آمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
من و آن جعدموی غالیهبوی
[...]
هر که بود از یمین دولت شاد
دل بمهر جمال ملت داد
هر که او حق نعمتش بشناخت
میر مارا نوید خدمت داد
طاعت آن ملک بجا آورد
[...]
پادشاهی برفت پاک سرشت
پادشاهی نشست حورنژاد
از برفته همه جهان غمگین
وز نشسته همه جهان دلشاد
گر چراغی ز پیشِ ما برداشت
[...]
آن شنیدی که حیدر کرار
کافران کشت و قلعه ها بگشاد
تا نداد او دو قرص نان جوین
هفده آیت خداش نفرستاد
روزگاریست سخت بی فریاد
کس گرفتار روزگار مباد
شیر بینم شده متابع رنگ
باز بینم شده مسخر خاد
نه به جز سوسن ایچ آزادست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.