محمد بن منور
»
اسرار التوحید
»
باب دوم - در وسط حالت شیخ
»
فصل اول - حکایات کرامات شیخ
»
حکایت شمارهٔ ۵۸
بوبکر مکرم گفت کی کیایی بود در نشابور کی پیوسته بر شیخ احتساب میکرد. یک روز شیخ را سقطی عود آوردند و هزار دینار. شیخ حسن را گفت زیرهوایی و حلوایی ترتیب ده و آن سفط عود بیکبار در آتش نه تا همسرایگان را نیز نصیبی رسد. و سفرۀ بتکلف بنهادند. این کیا درآمد تا بر شیخ احتساب کند. گفت در چنین وقتی تنگ سال و سختی که میبینی، این چه اسرافست؟ و سفاهت و زجر میکرد. شیخ جواب نمیداد و اصحابنا میرنجیدند. شیخ سر بر آورد و بوی نگاه کرد و گفت درآی! کیادو تا درآمد. شیخ گفت نیز فروتر آی! نیک دوتا گشت، همچنان بماند و بحیله بازگشت و در مسجدی که در پهلوی خانقاه بود بنشست. شیخ درویشی را فرمود تا او را خدمت میکرد. دو سال و نیم همچنان بود، بعد ازآن وفات یافت.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: بوبکر مکرم داستانی را از نشابور روایت میکند که در آن مردی به نام کیا که به شیخ احتساب خدمت میکرد، در زمان سختی و تنگدستی، از شیخ میخواهد که در خرید عودی اسراف نکند. شیخ حسن به او پاسخ نمیدهد و به دعوت کیا توجهی نمیکند. در نهایت، کیا تصمیم میگیرد به مسجدی برود و دو سال و نیم در آنجا زندگی میکند تا اینکه درگذشت. این داستان به مسأله اسراف و درک شرایط اجتماعی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: بوبکر مکرم در نشابور فردی به نام کیا را توصیف میکند که به طور مداوم بر شیخ احتساب نظارت میکرد. یک روز شیخی عود و هزار دینار به او هدیه دادند. شیخ از حسن خواست که میان وعدهای از زیره و حلوا تهیه کند و این عود را یک جا در آتش بریزد تا همسایگان نیز بتوانند بهرهمند شوند. سفرهای بدون دردسر آماده کردند. در این حین، کیا وارد شد تا بر شیخ نظارت کند و به او گفت که در چنین روزهای سخت و کمبود، اسراف کردن جایز نیست و به او توهین کرد. شیخ هیچ پاسخی نداد و اطرافیانش ناراحت شدند. سپس شیخ سرش را بالا برد و به کیا گفت که وارد شود. وقتی کیا آمد، شیخ از او خواست که پایینتر بیفتد و او نیز کاملاً مطیع شد. سپس کیا به مسجدی که در کنار خانقاه بود رفت و دو سال و نیم در آنجا ماند و در نهایت درگذشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.