محمد بن منور
»
اسرار التوحید
»
باب دوم - در وسط حالت شیخ
»
فصل اول - حکایات کرامات شیخ
»
حکایت شمارهٔ ۲۱
هم درین وقت روزی شیخ عبداللّه باکو به نزدیک شیخ آمد، شیخ در چهار بالش نشسته بود و تکیه کرده، از آن انکاری بدل او درآمد. شیخ گفت به چهار بالش منگر بخلق و خوی نگر. چون شیخ این دقیقه بنمود بدین لفظ موجز، شیخ عبداللّه را آن انکار برخاست و توبه کرد کی دیگر بر شیخ هیچ اعتراض نکند.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شخصی به نام شیخ عبدالله به نزدیک شیخ میرود و متوجه میشود که شیخ بر روی چهار بالش نشسته است. شیخ به او میگوید که به ظاهر و شکل توجه نکند و به خُلق و خوی افراد بنگرد. این جمله تاثیر عمیقی بر شیخ عبدالله میگذارد و او از رفتار خود پشیمان میشود و تصمیم میگیرد که دیگر به شیخ اعتراض نکند.
هوش مصنوعی: در آن زمان، شیخ عبدالله به نزد شیخ آمد و شیخ در حال نشسته و تکیه کرده بود. در آن لحظه، احساسی از انکار در دل شیخ ایجاد شد. شیخ به او گفت که به چهار بالش نگاه نکند، بلکه به شخصیت و رفتار دیگران توجه کند. پس از بیان این نکته به این شکل مختصر، شیخ عبدالله آن احساس انکار را کنار گذاشت و تصمیم گرفت که هرگز بر شیخ اعتراض نکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.