حاصل ما از نوید وصل، پیغام است و بس
کار او از پختهکاری وعده خام است و بس
داد دشنام دعاگویان، نمیداند که ما
مدعایی کز دعا داریم، دشنام است و بس
خوشدلم کز زهر ناکامی نباشد بهرهمند
کامجویی کش به دل اندیشه کام است و بس
کی دلم چون مرغ بسمل گیرد از مردن قرار
عاشقان را در دل آرام از دلارام است و بس
ای که درای خار هستی در قدم، منشین ز پا
کز تو تا منزلگه مقصود، یک گام است و بس
مست می را سرخوشی هر لحظه از پیمانهایست
سرخوشان عشق را مستی ز یک جام است و بس
هر طرف در عهد حسنت نامزد خلقی به عشق
میلی بیچاره در عشق تو بد نام است و بس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و اندیشههای عاشقانه پرداخته است. شاعر به این نکته اشاره میکند که از ارتباط با معشوق تنها پیام وصال مهم است و هر وعدهای که از سوی او داده میشود، باقیماندهای از زمینی بودن است. او از دشنامهایی که به دعاگویان میرسد، میگوید و اینکه عشق واقعی در دشنام و دعا نمیگنجد. شاعر از ناکامیها رنج نمیبرد و در پی آرامش دل عاشقان است. همچنین اشاره میکند که در مسیر عشق، یک گام کافی است و خوشیهای عشق به سادگی به دست میآید. در نهایت به چالشهای عشق اشاره کرده و میل به عشق را در همه جا پراکنده میبیند، اما این عشق را برای بیچارهگان نامناسب میداند.
هوش مصنوعی: ما تنها نتیجهگیریمان از وعده رسیدن به وصال، پیامی است و دیگر هیچ، و کار او در این زمینه بیشتر شبیه وعدههای ناپخته است و بس.
هوش مصنوعی: کسانی که به ما بد و بیراه میگویند، نمیدانند که دعایشان برای ما تنها بهانهای است و در واقع فقط همان دشنام را مطرح میکنند.
هوش مصنوعی: خوشحالم که از طعم تلخ ناکامی بیبهرهام و تنها در دل، امید رسیدن به خواستههایم وجود دارد.
هوش مصنوعی: کی دلم مانند مرغی که گرفتار شده باشد، از غم مرگ عاشقان آرام میگیرد، فقط دل آرامی از دلبرم است و بس.
هوش مصنوعی: ای کسی که در راه خود دشواریها و موانع زیادی را تحمل میکنی، نزار به زمین بیفتی، زیرا برای رسیدن به هدفی که در نظر داری، تنها یک قدم فاصله داری.
هوش مصنوعی: حالت شادابی و خوشی در هر لحظه ناشی از نوشیدن یک پیمانه است. افراد عاشق تنها به یک جام عشق و شادابی دست مییابند.
هوش مصنوعی: در هر گوشه از شهر، افرادی برای عشق و محبت به تو در حال تلاش هستند، اما بیچاره آن کسی است که به عشق تو گرفتار شده و آوازهاش فقط به بدی و رسوایی ختم میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از دل آگاه، در عالم، همین نام است و بس
چشم بیداری که دیدم، حلقهٔ دام است و بس
معنیی گر هست با رند می آشام است و بس
چشم بیداری و به عالم گر بود جام است و بس
جاده ها دور از خرامش سینه چاک افتاده اند
کامیاب از پای بوس او لب بام است و بس
بهر دولت بگذرانی از چه بی آرام عمر
[...]
از لب خامش زبان واماندهٔ کام است و بس
بال از پرواز چون ماند آشیان دام است و بس
مرکز تسخیر دل جز دیده نتوان یافتن
گوشمینا حلقهای گر دارد آن جام است وبس
تا نفس باقیست نتوان بست بال احتیاج
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.