گنجور

 
میلی

ای چشم تو همچو فتنه خونریز

چون می نگه تو فتنه‌انگیز

فریاد که از تپیدن دل

در هر نفس آتشم شود تیز

از بیخودی‌ام خوش آنکه باشی

گرم گله نصیحت آمیز

ای آنکه زنی دم از محبّت

از هستی خویشتن بپرهیز

برخیز و به پای دار بنشین

یا از سر کوی یار برخیز

میلی به اجل ترا چه دعوی‌ست

در دامن آن ستمگر آویز

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عراقی

وقت طرب است، ساقیا، خیز

در ده قدح نشاط انگیز

از جور تو رستخیز برخاست

بنشان شر و شور و فتنه، برخیز

بستان دل عاشقان شیدا

[...]

مولانا

برخیز و صبوح را برانگیز

جان بخش زمانه را و مستیز

آمیخته باش با حریفان

با آب شراب را میامیز

یاد تو شراب و یاد ما آب

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
سعدی

گفتم: چه بود گیاهِ ناچیز

تا در صفِ گل نشیند او نیز؟

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه