ای چشم تو همچو فتنه خونریز
چون می نگه تو فتنهانگیز
فریاد که از تپیدن دل
در هر نفس آتشم شود تیز
از بیخودیام خوش آنکه باشی
گرم گله نصیحت آمیز
ای آنکه زنی دم از محبّت
از هستی خویشتن بپرهیز
برخیز و به پای دار بنشین
یا از سر کوی یار برخیز
میلی به اجل ترا چه دعویست
در دامن آن ستمگر آویز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف چشمان جذاب و خطرناک میپردازد که میتواند دل را به تپش اندازد و شعلههای عشق و احساسات را شعلهور کند. شاعر از این حس بیخودی و تلاش برای فرار از عشق و عواقب آن سخن میگوید. او به مخاطب میگوید که در این میان، به جای فرار، باید یا در کنار معشوق بنشیند یا از آن دور شود. او همچنین به این موضوع اشاره میکند که در مواجهه با عشق و خطراتش، چطور باید رفتار کرد و چه احساسی را در خود تجربه میکند.
هوش مصنوعی: ای چشم تو همچون یک فتنه خطرناک است، چون وقتی به من نگاه میکنی، باعث ایجاد آشوب و آشفتگی میشوی.
هوش مصنوعی: فریاد بزنید، چون هر بار که قلبم تندتر میزند، آتش درونم شدت میگیرد.
هوش مصنوعی: از گمشدگی و بیخیالی من خوشبختتر این است که تو با محبت و دلسوزی نصیحتام کنی.
هوش مصنوعی: ای کسی که از عشق سخن میگویی، مراقب باش که به وجود خود آسیبی نرسانی.
هوش مصنوعی: برخیز و آماده شو که یا باید به سوی دوست بروی یا از جایی که هستی حرکت کنی.
هوش مصنوعی: میلی به مرگ تو چه ارتباطی دارد وقتی که در دامن آن ظالم آویختهای؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از دشمن دوست روی پرهیز
چون هیزم خشک و آتش تیز
از چاشنی دم سحر خیز
سحری دگر از سخن برانگیز
وقت طرب است، ساقیا، خیز
در ده قدح نشاط انگیز
از جور تو رستخیز برخاست
بنشان شر و شور و فتنه، برخیز
بستان دل عاشقان شیدا
[...]
برخیز و صبوح را برانگیز
جان بخش زمانه را و مستیز
آمیخته باش با حریفان
با آب شراب را میامیز
یاد تو شراب و یاد ما آب
[...]
گفتم: چه بود گیاهِ ناچیز
تا در صفِ گل نشیند او نیز؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.