گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مسعود سعد سلمان

تا دل به هوای تو گرفتار آمد

جان در تن من تو را خریدار آمد

ای آنکه رخت چون گل پربار آمد

از گلبن تو نصیب من خار آمد

عطار

زین پیش دلم بستهٔ پندار آمد

پنداشت که فتوی دِه اسرار آمد

و امروز که دیدهای بدیدار آمد

کارم همه پشتِ دست و دیوار آمد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
جهان ملک خاتون

تا شاهد حسن گل به بازار آمد

جان من بیچاره خریدار آمد

با شهد لبش نکرده ام یاد شکر

تا طوطی لعل او به گفتار آمد

ادیب الممالک

زان نرگس تازه کز بر یار آمد

صد گونه ضیاء به چشم خون بار آمد

تو همچو بنفشه خفته من چون نرگس

چشمم همه شب ز غصه بیدار آمد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه