|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسی عمیق از عشق و وابستگی است. گویا شاعر با دل و جان به عشق خود وابسته شده و در برابر بلاها و غمها تسلیم شده است. او احساس میکند که نزد معشوقش، ارزش و عزت خود را از دست داده، اما در عین حال، وجود او برایش اهمیت ویژهای دارد. شاعر نشان میدهد که همه چیزش را برای عشقش میگذارد.
هوش مصنوعی: دل من به عشق تو آماده است، ولی در این راه با مشکلات و غمها مواجه شده است.
هوش مصنوعی: وجود باارزش من در نزد تو بیارزش شده است، زیرا قدرت و شأن تو بهگونهای است که من نمیتوانم با تو مقابله کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا دل به هوای تو گرفتار آمد
جان در تن من تو را خریدار آمد
ای آنکه رخت چون گل پربار آمد
از گلبن تو نصیب من خار آمد
زین پیش دلم بستهٔ پندار آمد
پنداشت که فتوی دِه اسرار آمد
و امروز که دیدهای بدیدار آمد
کارم همه پشتِ دست و دیوار آمد
تا شاهد حسن گل به بازار آمد
جان من بیچاره خریدار آمد
با شهد لبش نکرده ام یاد شکر
تا طوطی لعل او به گفتار آمد
زان نرگس تازه کز بر یار آمد
صد گونه ضیاء به چشم خون بار آمد
تو همچو بنفشه خفته من چون نرگس
چشمم همه شب ز غصه بیدار آمد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.