گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مولانا

سر رشتهٔ شادیست خیال خوش تو

سرمایهٔ گرمیست مها آتش تو

هرگاه که خوشدلی سر از ما بکشد

رامش کند آن زلف خوش سرکش تو

افسر کرمانی

سرمایه خوبی است چهر خوش تو

پیرایه نیکوی رخ دلکش تو

خلفی همه سودای رخت می ورزند

در خرمن عالمی است این آتش تو

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه