گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فرخی سیستانی

تا در طلب دوست همی بشتابم

عمرم به کران رسید و من در خوابم

گیرم که وصال دوست در خواهم یافت

این عمرگذشته راکجا دریابم

مسعود سعد سلمان

شب ز انده تو همی نیاید خوابم

بر جامه ز غم چو گوی در طبطابم

من گاه در آتش و گه اندر آبم

سنگم که به من هر چه رسد در یابم

انوری

با یاد تو ای ریخته عشقت آبم

نشگفت اگر بود بر آتش خوابم

روی از غم چون تویی چرا برتابم

تا به ز غمت کدام شادی یابم

خاقانی

هر روز در آب دیده‌اش می‌یابم

شد ز آتش و آب صبر برده خوابم

هرچند که بر آتش عشقت آبم

در عشق چو آب پاک و آتش نابم

مولانا

اندر طلب دوست همی بشتابم

عمرم به کران رسید و من در خوابم

گیرم که وصال دوست در خواهم یافت

این عمر گذشته را کجا دریابم

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه