گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

زلف و رخِ تو که قصدِ جان دارندم

در هر نفسی کار به جان آرندم

از سایهٔ زلفِ تو رخت چون بینم

کز سایه به آفتاب نگذارندم

حزین لاهیجی

گر قدر به روستا نمی دارندم

در مصر معظّمان خریدارندم

تنها شده ام کنون درین غربتگاه

یاران به دیار خویش بسیارندم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه