گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سنایی

از فقر نشان نگر که در عود آمد

بر تن هنرش سیاهی دود آمد

بگداختنش نگر چه مقصود آمد

بودش همه از برای نابود آمد

مولانا

من چوب گرفتم به کفم عود آمد

من بد کردم بدیم مسعود آمد

گوید که در صفر سفر نیکو نیست

کردم سفر و مرا چنین سود آمد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه