گنجور

شمارهٔ ۳۷ - حسب حال

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات
 

هر زمانی تنم چو زیر شود

بر سر خلق در نفیر شود

خار گردد مرا گل اندر دست

خار بر دشمنم حریر شود

سخن من از آن بود سوزان

کاتش دل همی ضمیر شود

به چنین رنج کز زمانه مراست

کودک هفت ساله پیر شود

از همه مردمان بر آن بخشای

که به دست هوا اسیر شود

هر زمانی ز بخت بد سوی من

نا امیدی همی سفیر شود

دره گر بر سرم فرود آید

به گرانی که ثبیر شود

به زمستان سرد بر سر من

شرر نار زمهریر شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام