گنجور

شمارهٔ ۲۷ - در پنجاه و هفت سالگی

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات
 

پنجاه و هفت رفت ز تاریخ عمر من

شد سودمند مدت و ناسودمند ماند

و امروز بر یقین و گمانم ز عمر خویش

دانم که چند رفت و ندانم که چند ماند

فهرست حال من همه با رنج و بند بود

از حبس عبرت و از بند پند ماند

از قصد بدسگالان وز غمز حاسدان

جان در بلا فتاد و تن اندر گزند ماند

چوگان بنه که گوی تو اندر چه اوفتاد

خیره مطپ که کره تو در کمند ماند

لیکن به شکر کوش که از طبع پاک تو

چندین هزار بیت بدیع بلند ماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام