گنجور

شمارهٔ ۴۵

 
منوچهری
منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

خیز بترویا! تا مجلس زی سبزه بریم

که جهان تازه شد و ما ز جهان تازه‌تریم

بر بنفشه بنشینیم و پریشیم خطت

تا به دو دست و به دو پای بنفشه سپریم

چون قدح گیریم از چرخ دو بیتی شنویم

به سمنبرگ چو می خورده شود لب ستریم

وگر ایدونکه بینجامدمان نقل و نبیذ

چارهٔ هر دو بسازیم که ما چاره گریم

بمزیم آب دهان تو و می انگاریم

دو سه بوسه بدهیم آنگه نقلش شمریم

نخوریم انده گیتی که بسی فایده نیست

اگر ایدونکه بریم انده او یا نبریم

پیش کاین گیتی ما را بزند یا بخورد

ما ملکوار مر او را بزنیم و بخوریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام