گنجور

 
کوهی

هر که شهوت بکشد روح مجرد باشد

وانکه دیوانه شود سالک سرمد باشد

آن دل آئینه حق است که از هر دو جهان

همچو خورشید فلک روشن و بی بد باشد

هر که دیوانه و عاشق بدر دوست نرفت

در قیامت که شود پیش خدا رد باشد

در دل تست خدا در نکر و در حق باش

سالک آن است که سرش همه با خود باشد

روز محشر که بجویند دل ریش مرا

تیر مژگان تو در سینه ما صد باشد

پیرو شرع نبی شو که به منزل برسی

رهبر هر دو جهان نور محمد باشد

پادشاها بکرم جانب کوهی بنگر

از عطاهای تو حیف است که در کد باشد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابن یمین

ای خردمند چو روزی ز جهان خواهی رفت

مدت عمر تو گر پنجه و گر صد باشد

بگمانی که مگر زان شودت حال نکو

نکنی آنچه بر اهل خرد بد باشد

کز همه خلق جهان سیرت بد نا خوبست

[...]

هلالی جغتایی

یار، هر چند که رعنا و سهی قد باشد

گر بعشاق نکویی بکند بد باشد

مقصد اهل نظر خاک در تست، بلی

چون تو مقصود شوی کوی تو مقصد باشد

آنکه در حسن بود یکصد خوبان جهان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه