مه و خورشید روی ما عیان است
که میگوید که آن مه رو نهان است
نفخت فیه من روحی شنیدی
جهان جسم است و او مانند جان است
ز انوار رخ فیاض آن ماه
جهان اندر جهان اندر جهان است
زرنگ و بوی او امروز در باغ
گل سرخ و سفید و ارغوان است
اگر جانرا ندیدی چشم بگشای
نظر کن قد آن سر روان است
بفکر آن دهان جان در عدم شد
دلم گم شد در آن مو کومیان است
از آن شد شعر کوهی همچو شکر
که او را وصف او ورد زبان است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جاری بودن عشق و معرفت اشاره میکند. او میگوید که زیبایی و نور خورشید در وجود ماست، اما حقیقت عمیقتر پنهان است. وجود مادی جهان را به جان تشبیه میکند و از انوار چهره محبوبش سخن میگوید. باغ گلها نمادی از زیبایی و عشق است و شاعر در جستجوی حقیقت، به دنبال دیدن جان و نوری است که در آن موج میزند. احساسات عمیق او در این شعر به زیبایی و طراوت عشق شباهت دارد و شعرش مانند شکر شیرین و دلنشین است.
هوش مصنوعی: ماه و خورشید بر ما نمایان هستند و این موضوع به وضوح نشان میدهد که آن ماه، چهرهای پنهان دارد.
هوش مصنوعی: جهان مادی مانند یک جسم است که روح در آن دمیده شده است.
هوش مصنوعی: از نور چهرهی بخشنده آن ماه، در آسمانها و جهانها، نور و روشنی وجود دارد.
هوش مصنوعی: امروز در باغ، عطر و رنگ زیبای گلهای سرخ، سفید و ارغوانی خود را به نمایش گذاشتهاند و زیبایی خاصی به فضا بخشیدهاند.
هوش مصنوعی: اگر درک عمیق از حقیقت وجودی خود نداری، به اطراف نگاه کن و ببین که روح انسان به زیبایی و شکوه خود نمایی میکند.
هوش مصنوعی: دل من در غم آن لبها و زیباییهایش گم شده و به نوعی در دنیای عدم و عدم وجود آنها فرورفته است.
هوش مصنوعی: شعر او مانند کوهی است که شیرینیاش مانند شکر است و توصیف او در زبانها جاری است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو ایزد را دهشها بی کران است
پذیرفتن مرو را همچنان است
بگردان روی دل از فکرت بد
که بد کردن نه کار بخردان است
بدی اندیشه کردن در حق خلق
بدی کار تو در وی نهان است
کسی که نیکی اندیشد به هر کس
[...]
اساس شرع او ختم جهان است
شریعتها بدو منسوخ از آن است
جهانی جان چو پروانه از آن است
که آن ترسا بچه شمع جهان است
به ترسایی درافتادم که پیوست
مرا زنارِ زلفش بر میان است
درآمد دوش آن ترسا بچه مست
[...]
چه روی است آن که پیش کاروان است
مگر شمعی به دست ساروان است
سلیمان است گویی در عماری
که بر باد صبا تختش روان است
جمال ماه پیکر بر بلندی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.