دل از محبت دنیا و آخرت بردار
بشو باشک نیاز و به بین بطلعت یار
تا چو زلف از رخ زیبای تو سر بر گردیم
صفت از ذات تو هرگز نشود مایل یار
بهوای قد سرو تو چو در خاک رویم
سر برآریم بمهر تو چو گل از گل یار
فاعل مطلق ما او است عیان می بینم
هر چه خواهد بکند خاطر آن فاعل یار
آن امانت که خدا عرض باشیا میکرد
هالک آمد همه خود بود بر آن حایل یار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فرد خواننده توصیه میکند که از محبت و وابستگی به دنیا و آخرت دست بردارد و به عشق و نیاز به معشوق واقعی خود بپردازد. او با بیان زیبایی و حُسن معشوق، به درک عمیقتری از عشق میرسد و از تمایز بین ذات معشوق و صفات او سخن میگوید. همچنین اشاره میکند که وجود معشوق در زندگی انسان، همچون گل در خاک، باعث شکوفایی و سرزندگی اوست. در پایان، شاعر به این نکته اشاره میکند که خداوند به انسان امانتی سپرده که باید به آن توجه کند و از آن آگاه باشد.
هوش مصنوعی: دل را از محبت به دنیا و آخرت خالی کن و با تمام وجود به یار خود نگاه کن و نیاز خود را در او جستجو کن.
هوش مصنوعی: به زودی مانند زلفی که از چهره زیبایت جدا میشود، از تو فاصله خواهیم گرفت. اما هرگز نمیتوانیم از ویژگیهای تو، که به ذات تو مربوط میشود، دلسرد شویم.
هوش مصنوعی: وقتی که در عشق تو خاکی شوم، سر بلند میکنم و با مهر تو مانند گلی که از گل یاری میروید، میشوم.
هوش مصنوعی: فاعل اصلی همه چیز اوست و من به وضوح میبینم که هر چیزی را که بخواهد، انجام میدهد. فکر او همیشه به یار خود مشغول است.
هوش مصنوعی: آن امانتی که خدا به انسان عطا کرده بود، در حقیقت تمام وجود خود انسان بود که مانع از دسترسی به او شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زر نداری نتوان رفت به زور از در یار
زور ده مرده چه باشد زر یک مرده بیار
بانوان دو سرا شهرۀ هر شهر و دیار
دستگیر اغیار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.