مه و خورشید روی ذره پرور
زانوار رخت شد سنگ گوهر
بقد و روی تو دیدیم در باغ
گل سرخ و سفید و سبز و عصفر
نسیمی از سر زلفت صبا برد
جهان شد سر بسر پر مشک و عنبر
تو را دیدم بهر روئی گه دیدم
توئی ما را بجای دیده در سر
دو عالم پیش عیداوست قربان
بگشت او جمله را الله اکبر
تقاضای وجود این است آری
که نبود غیر او موجود دیگر
دل کوهی بجوش آمد چو دریا
ز حیرت خشک لب با دیده تر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر با توصیف هنر و زیباییهای معشوق، از گلها و طبیعت استفاده میکند تا احساسات عمیق خود را بیان کند. شخصیت محبوب در شعر، مانند نور خورشید و نسیم خوش، جهانی را پر از عطر و زیبایی میکند. در نهایت، شاعر به وحدت وجود و اهمیت معشوق در زندگی اشاره میکند و نشان میدهد که هیچ چیز دیگری جز او وجود ندارد. این ابیات پر از احساسات عمیق و عشق به معشوق است که هنرمندانه توصیف شدهاند.
هوش مصنوعی: ماه و خورشید در کنار هم بر روی ذرهای از زیبایی تو زانو زدهاند و به تو احترام میگذارند و تو را ارزشمند میدانند.
هوش مصنوعی: در باغی که پر از گلهای سرخ و سفید و سبز و زرد است، زیبایی و لطافت تو را مشاهده کردیم.
هوش مصنوعی: یک نسیم از زلف تو وزید و جهان را پر از عطر مشک و عنبر کرد.
هوش مصنوعی: من تو را دیدم و هر بار که چهرهات را مینگرم، به یاد تو هستم و جای چشمانم، تصویر تو در ذهنم جا گرفته است.
هوش مصنوعی: دو جهان در آستانه عید اوست و همه چیز به خاطر او تحت فرمان و اطاعت است.
هوش مصنوعی: موجودیت فقط به خاطر اوست و جز او هیچ وجود دیگری نمیتواند باعث تحقق یابد.
هوش مصنوعی: دل مانند کوهی به جوش آمد، هنگامی که دریا از حیرت به حال خشک و بیپروایی درآمد و چشمانم تر شدند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر
ترسنده، ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر
دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب تر
لب بُد؟ نه، چه بُد؟ عقیق، چون بُد؟ چو شکر
آمد برِ من. که؟ یار. کی؟ وقت سحر
ترسنده. ز که؟ ز خصم. خصمش که؟ پدر
دادمش دو بوسه. بر کجا؟ بر لب تر
لب بد؟ نه. چه بد؟ عقیق. چون بد؟ چو شکر
یا رب به دو نور دیدهٔ پیغمبر
یعنی بدو شمع دودمان حیدر
بر حال من از عین عنایت بنگر
دارم نظر آنکه نیفتم ز نظر
گفتم که مرا زغم به سه بوسه بخر
دل تافته گشتی و گران کردی سر
از بهر سه بوسه ای بت بوسه شمر
چو گاو به چرمگر، به من در منگر
لولا شقاوة جدی ما عرفتکم
ان الشقی الذی یشقی بمن غروا
الی اللّه کل الامر فی الخلق کله
ولیس الی المخلوق شیء من الامر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.