گنجور

شمارهٔ ۹۶۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا ترا جسم و جان شکار بود

هر که را دل بود، فگار بود

کشت خال لب توام، آری

مگس شهد زهردار بود

هر کسی کز لب تو می نوشد

تا زید هم در آن خمار بود

آن زمانی که سوی تست دو چشم

این دوا کاشکی دوچار بود

هر که در کوی شاهدان می خورد

پیش ما مسجدش چه کار بود؟

پارسایی که چون جوانانست

در نمازش کجا قرار بود؟

مست اگر دوزخیست، گو می باش

عاشقان را ز توبه عار بود

غم مرا سوخت، ور چه شرح دهم

بی غمان را کی استوار بود؟

گریه ام خوش نیایدت، آری

شربت درد خوشگوار بود

در دلم با چنین روارو غم

خرمی را چگونه بار بود

پای تو زین پس و سر خسرو

عمر باید که پایدار بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام