گنجور

شمارهٔ ۹۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باز مدار، ای پسر، غمزه نیم خواب را

تا نبرد به جادویی جان و دل خراب را

از پی نقل مجلست هست بر آتشم جگر

چاشنیی نمی کنی گوشه این کباب را

از مه و مشتری چرا دست نشوید آسمان

کاب بریخت روی تو چشمه آفتاب را

دوش به خواب گوییم در بر من نشسته ای

معذرتی کنم کنون از دل و دیده خواب را

بوسه بده که می رود هجرکشان به کشتنم

منتظر لب توام، باز بده جواب را

کشتن ماست مستیت، ار چه شراب خورده ای

بهر خدا که سوی خود راه مده شراب را

بهر چه می کشی، چو هست آخر این ندامتت

وه که رها نمی کند خوی تو این شتاب را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام