گنجور

شمارهٔ ۵۶۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به سالی کی چنین ماهی برآید؟

وگر آید، ز چه گاهی برآید

ز رخسارش ز حسن جعد مشکین

کجا از تیره شب ماهی برآید؟

اگر آیینه حسن است روشن

بگیرد زنگ، اگر آهی برآید

بسا خرمن که در یکدم بسوزد

از آن آتش که ناگاهی برآید

همه شب تا سحر بیدار باشم

بود کان مه سحرگاهی برآید

گدایی گر به کویی دل فروشد

که از جان بگذرد، شاهی برآید

عجب نبود در آن میخانه خسرو

گر از پیکار گمراهی برآید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام