گنجور

شمارهٔ ۱۶۰۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

روی ترش کرده به یاران مبین

سرکه فروشی مکن، ای انگبین

چاه مزن زیر لب چون سمن

رخنه مکن در شکم یاسمین

روی زمین را تویی آب حیات

تشنه ز تو هر که به روی زمین

زلف که شد طوق گلوی تو، کرد

سلسله در گردن ماء معین

بی گنهی چشم ز ما برمگیر

بی سببی چهره ز ما در مچین

لیک از آن چشم کمین می کنی

دیده بد نیز ببین در کمین

پای برین دیده پر خون منه

بیهده در خون و دلم در مشین

ای که ز روی تو جهان روشن است

آه من سوخته را هم ببین

خسرو آخر چو سگ از خود مران

چند چو رو به کنیم پوستین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام