گنجور

شمارهٔ ۱۲۹۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز تو صد فتنه بر جان پیش دیدم

چنین باشد چو گفت دل شنیدم

گذر کردم به بازار جمالت

دلی بفروختم، جانی خریدم

جهانی کشته ای از من مکن ننگ

که من هم در صف ایشان شهیدم

به کویت مردنم روزی هوس بود

بحمدالله، به کام دل رسیدم

بدار، ای پندگو، از دامنم دست

که من پیراهن عصمت دریدم

چه داند بی خبر خون خوردن عشق؟

تو از من پرس کاین شربت چشیدم

اگر گویی ز من بربا دل خویش

ز تو نتوانم، از خسرو بریدم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام