گنجور

گزیده غزل ۳۲۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » گزیده اشعار » غزلیات
 

سوز دلم بدید و ز دیده نمی نریخت

این یار خانه سوخته را این قدر نبود

دوش آمدی و معذرتی گر نکرد من

معذور دار زانکه ز خویشم خبر نبود

بیگانه وار از سر ما سایه برگرفت

ما را ز آشنایی او این گمان نبود

گل آمد و به باغ رسیدند بلبلان

وان مرغ رفته را هوس آشیان نبود

یارب که دوش غایب من خانه‌ی که بود

تشویش این چراغ ز پروانه‌ی که بود؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.