گنجور

رباعی شمارهٔ ۶

 
خیام
خیام » رباعیات
 

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب

جان و دل و جام و جامه پر درد شراب

فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب

آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

هومن نوشته:

این یکی از همان ابیاتی است که باعث میشود خیام انسانی لاابالی و همیشه مست بنظر آید.
در حالی که خیام نقش مهم “می” را به ما می آموزد. اگر به حقیقت زندگی دست یافته باشیم و عنصر وجودی آنرا درک کرده باشیم, به مرحله ای می رسیم که همه چیز خسی بیش نخواهد بود و آزادی از ریسمانهای مادی را بهمراه خواهد داشت.
حال این حقیقت زندگی چیست ؟

هومن نوشته:

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه پر دُرد شراب
.
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آسوده ز باد و خاک و از آتش و آب
.
ترانه های خیام
صادق هدایت
.
بتظر میرسد که این ورژن صحیح تر باشد. چون در رهن شراب بودن یعنی اسیر شراب بودن و چاره ای جز آن نداشتن. اما جام پر دُرد شراب بسیار به آنجه که خیام از آن لذت می برد و انتخاب خود اوست نزدیکتر است

پاسخ:
با تشکر، رباعی را بر اساس نسخهٔ فروغی بازنویسی کردیم که شبیه نقل شماست.

ف-ش نوشته:

مائیم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
فراموش نکنیم که شعر زبان احساس است همان موقع که شاعر شعر میگوید حال مخصوصی دارد که با شعر آنر بیان میکند
این دلیل برآن نیست که همه اوقات زندگی شاعر منطبق با این احسلس است مثلا به این بیت هم توجه کنیم
عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
محنت همه افزوده و راحت کم و کاست
ویادربیت دیگر منتسب به او
از گردش چرخ هیچ مفهومم نیست
جز رنج زمانه هیچ موهمومم ییست
وقتی ابیات او را میخوانیم ممکنست از یاد ببریم که احساس شاعر در لحظه و لجظات خاصی بیان شده است در صورتیکه میدانیم همه ما در زندگی حالات متفاوتی داریم گاه ممکنست احساس شادی و آزادی کنیم وتاحدی در مصداق رباعی فوق الذکر قرار بگیریم و یا یه عکس گرفتار غمهای شدید شویم و کسی نمیتواند از یک نمونه کل احوال زندگی وشخصیت مارا دریابد
به هر حال رباعیات خیام در مجموع شادی و ووجد و بیخبری را توصیه میکند ونیز انسان را در حیرت فرو میبرداز نظر عرفا لین حالات بسیار بسیار با ارزش است

مریم نوشته:

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

علی نوشته:

در گذشته هستی را متشکل از چهار عنصر آب، خاک، آتش و باد می دانستند که به امهات اربعه معروف بود. از این میان آتش و باد را نرینه و آب و خاک را مادینه خطاب می کردند.
در مصراع دوم آرایه ئ واج آرایی در حرف جیم را می بینیم.
بیان می در اینجا با توجه به روحیات خیام همان می از نوع باده خواهد بود. اما بعید نیست که منظور شراب الهی باشد که از نظر عرفا نیز با نوشیدن این شراب، آدمی از تمام دغدغه ها خلاصی می یابد و نه به رحمت و نه عذاب می اندیشد؛ بلکه تنها امیدش رضایت اوست.

مظفر نوشته:

جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
بنظرم این مصرع درستر یاشه..شاعر همه چیز خود را در رهن شراب گذاشته است

فرهاد نوشته:

اینکه جام پر از درد شراب باشد قابل فهم است، اما جان یا جامه پر درد شراب باشند به نظر من چندان معنی ندارد. در حالی که همه چیز را میتوان در رهن شراب داشت، حتا جان، که استعاره نابی هم میشود.

پاسخ: با تشکر، حاشیه‌های قبلی را ببینید.

پریسا نوشته:

من تعجب می کنم که چرا دوستان سعی دارند برای یک رباعی به این سادگی معانی پچیده ای خلق کنند. خیام به وضوح تفکر خودش در مورد زندگی را در رباعیاتش بیان می کنه و این هم یکی از اون ها هستش که میگه زندگی همینه، آخر عاقبتی نداره، از لحظه حال نهایت استفاده را ببر و خود را در بند چیزی نبین، “آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب” نهایت آزادی انسان و عدم تعلق خاطرش به هر چیز مادی و معنوی را می رسونه.

حاجیکلایی نوشته:

با سلام و عرض ادب و تشکر از طراحان این سایت
بنده خود خطاط بوده و دستی در موسیقی دارم
باور کنید هیچ شعری را بهتر از اشعار خیام نمی توانم بنویسم حتی سعدی و حافظ

رامین شمشیری نوشته:

بر اساس رباعیات عمر خیام- تالیف مرحوم حسن دانشفر همدانی- چاپ اقبال- ۱۳۷۳

ما و می و معشوق در این کنج خراب
جان و تن و جام و جامه در رهن شراب
آزاد زخاک و باد و از آتش و آب
فارغ ز امید رحمت و بیم و عذاب

این نسخه پخته تر و درست تر به نظر میرسد.
رامین شمشیری- آپریل ۲۰۱۱/

7tir نوشته:

سلام.با احترام نسبت به اونایی که اسرار دارند شعرهای خیام را ساده و لاابالی معنی کنند هر چند که چنین امکانی در شعرهای او هست ولی با این همه عرفانی که داره یا شراب را حاصل رنج میدونه یا شراب را به اشک تشبیه میکنه جنبه عرفانی چگونه نادیده میگیرید؟

بهرام خاراباف نوشته:

ماییم وجان/می ودل/مطرب وجام/این کنج خراب و/جامه پردرد/..وشراب
فارغ (آزاد)ازامید(خاک)/رحمت(باد)بیم (آتش)عذاب(آب)

سید ابراهیم نوشته:

این شعر رو به این صورت هم آوردند که به نظر من معقول تره :
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب جان و دل و جام و جامه *در رهن* شراب فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

مهدی نوشته:

سلام به همه ی دوستان.بیایید بر روی بیت دوم این رباعی متمرکز شویم.اولا باید گفت که انسان هر لحظه ممکن است خطا کند و دست گناه را بفشارد.خیام احتمالا خطایی کوچک یا بزرگ،که البته آن را پروردگار میداند در زمان قبل این رباعی مرتکب شده است که میگوید از رحمت{عفو}خدا خالی و نا امیدم و از عقوبت این گناه چه در دنیا و چه در آخرت بیمناکم و از عذاب آن میترسم.ولی حالا به قول صاءـب تبریزی:پیشانی عفو تو را پر چین نسازد جرم ما آیینه کی بر هم خورد از زشتی تمثالها،نباید از بخشش حق نا امید شد ولی این گونه بودن نشان خاشع بودن خیام است.نکته ی دوم اینکه خیام اشاره دارد از خاک،باد،آتش،آب که عناصر اصلی طبیعت هستند آزادم.خُب؛باید گفت چطور شود انسانی آزاد از این عناصر باشد و از جهان بهره نبرد؟ جواب این است که این ها مجاز از خود جهان هستند و اشاره به این که دنیا را ارزشی نیست.به قول بیدل:آرزوی های دو عالم دستگاه از کف دستم غباری بیش نیست یا اینکه شخصی گفته:
گفتند که دنیا خواهی؟گفتم هیچ
گفتند که خواهی جاهی؟گفتم هیچ
گفتند جهان چه قیمتیست از بر تو؟
دنیاست مرا چون کاهی،گفتم هیچ
و از فکر من کوچک اینگونه استنتاج میشود که به احتمال نزدیکی خیام عارف بوده یا گرایش عارفانه داشته؛زیرا اکثرا گویند خیام حکیم بوده نه عارف…
مرا شرمنده دارید اگر فکر میکنید از این رباعی غلط برداشت کرده ام.هر کس نظری دارد…

حامد نوشته:

در پاسخ فرهاد نازنین، در مصرع دوم درد با ضمه ی بر دال به معنای ته مانده ی شراب است که با آهنگ کنج در مصرع پیشین هم نواست.

محمدرضا نوشته:

با سلام به دوستان
بعضی متاسفانه در این توضیح و تفسیرها در پی القاء مستی شراب خوراکی (که از راه دهان است)نسبت به بزرگان ادب مثل خیام هستند .دلیل ان را خودشان بهتر می دانند اما انچه به ذهن یک فرهیخته میرسد این است که اینگونه اندیشیدن بسیار ساده لوحی است.برای این حرف تند و رک مرا ببخشید

محمد نوشته:

hedonism

امین کیخا نوشته:

البته در برخورد با مرگ ناگهان و نابهرمندی ونابرخورداری از روزگار پاسخ روانشناسی hedonism در انسان دیده میشود اما انچه خیام میفرماید به عنوان یک فیلسوف میفرماید و راهنمودن به دانایان به نظر من کام جستن و شادی دوگانه ایست نه همیشه همسو و همراه ، شادی ستوده دانایان است و کام جستن همیشه به شادی ختم نمی شود بسا که به anhedonia بی انجامد

امیر نوشته:

اصرار شما بر مذهبی نشان دادن خیام کار غلطی ما شعررا میخوانیم و به روش خودمان که دنیای مادی و مستی است در فکر فرو میرویم و عشق میکنیم شما بهتر است برای لذت بردنتان قران بخوانید تا با هزار زور و تفسیر غلط بخواهید خیام را مذهبی جلوه دهید

t نوشته:

خیام مثل همیشه ضدیت خودش را با مذهب «نه با خدا»داره نشون میده . امید رحمت و بیم عذاب ههمان بهشت وجهنم هست

ayyar نوشته:

ﺧﻴﺎﻡ ﺷﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺟﺎ ﺷﺮﺍﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻤﺮ ﺗﺸﺒﻴﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﻭﻳﺎ ﺍﻳﻬﺎﻡ ﻫﻢ ﺑﺘﻮﺍﻧﻴﻢ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻳﻌﻨﻲ ﻫﻢ ﻋﻤﺮ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻭ ﻫﻢ ﺷﺮﺍﺏ ﺗﻠﺦ ﻭ ﺩﺭﺩ ﻧﺎﻙ ﺍﺳﺖ .ﻣﻲ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻠﺨﻲ ﺑﻪ ﻋﻤﺮ ﻭ ﺯﻧﺪﻛﻲ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ:

رضا تنها نوشته:

خیام بز گوار دراین رباعی عبادت را نه از سر ترس و نه از بابت طمع بهشت نگریسته است . بلکه ایشان عبادت ازادگان را بر گزیده است. همان عبادت وپرستشی که مولا علی در نهج بلاغه به ان اشاره فرموده است .نه از ترس اتش و نه از طمع اب که اشاره به همان بهشت است

رضا تنها نوشته:

ازاد منشی خیام ستو دنی است . در رباعیات خیام اخلاص همچون عشق در ابیات مولانای عزیز مواج است .موج اخلاص است که انسان رادر این رباعیات به ساحل ارامش بدرقه می نماید .

علی ماسالی نوشته:

دوبیتی خیام بصورت
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جامه و جام پر درد شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
بنظر میرسد با مفهوم بین اول مناسب تر باشد زیرا جامه پردرد شراب یا جامه پردُرد شراب مفهومی ندارد مگر بصورت جام پُر دُرد شراب باشتذ زیرا این جام است که پر از دُرد شراب خواهد بود نه جامه آاش

حمزه نوشته:

مائیم و می و مطرب و این کنج خراب
“جان در کف جام و جامه در رهن شراب”
خیام در اینجا به می ازرش بالایی میدهد باگذاشتن پیراهن در رهن شراب و این شعر زیبا را خلق میکند برای لذت بردن از معنای حقیقی زمان و به نظر من جان هم در برابر حقیقت ارزش ناچیزی دارد

کانال رسمی گنجور در تلگرام