گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهرام سالکی نوشته:

با سلام و امتنان از تهیه این نرم افزار مفید و پربار
نظر من در مورد این رباعی نیست بلکه در باره برخی از رباعیاتیست که از قلم افتاده است . مثل :
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
این حل معما نه تو خوانی و نه من
هست در پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
ارادتمند
سالکی

پاسخ: با تشکر، منبع رباعیات خیام در گنجور تصحیح شادروان فروغی است که این رباعی معروف در آن نیامده.

ناشناس نوشته:

به این قطعه رباعیی عشق می ورزم وهمیشه آنرا زمزمه میکنم

فرهاد نوشته:

برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران

انسانهای روشن فکر، فارغ از اینکه در چه زمانی زندگی مکنند معمولن به یک نتیجه میرسند. حافظ نیز چند صد سال پس از خیام میگوید:

غم دنیای دنی چند خوری، باده بخور
حیف باشد دل دانا که مشوش باشد.

محسن نوشته:

تکلیف رو روشن نکرده که برخیزیم یا بنشینیم ؟

Mazdak نوشته:

دور میدانم که این چامه بدینگونه از خیام باشد . بیت نخست قافیه ندارد ( گذران ردیف است چون دو بار تکرار شده، گرچه در دو جایگاه دستوری گوناگون : زاب و فرمان)

مهسان نوشته:

در مورد این شعر اتفاق نظر وجود ندارد ولى نظریاتى هست که مصرع دوم بیت اول متفاوت و بدینگونه مى‌‌باشد:

بر خیز و مخور غم جهان گذران
“خوش باش” و دمی به شادمانی گذران
در طـبع جـهان اگــر وفـایی بودی
نوبت بـه تو خود نیامدی از دگـران

مصطفی نوشته:

منطور از
مصرع اخر را متوجه نمی شم.
نوبت به تو خود نیامدی از دبگران

مهدی نوشته:

با سلام
منظور از نوبت به تو خود نیامدی از دگران این است که اگر در دنیا وفایی بود دیگران را از نعمت زندگی محروم نمی کرد تا تو به دنیا بیایی و از نعمت زندگی برخوردار شوی بنابراین اگر در کار دنیا وفا بود دیگران را در خود نگه می داشت و نیازی به ایندگان نبود

محمد نوشته:

بالاخره بشینیم یا پاشیم؟ :|

merce نوشته:

جناب بهرام خان سالکی
با درود
این رباعی :
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
این حل معما نه تو خوانی و نه من
هست در پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
که مرقوم فرمودید از هر کس که باشداشتباه دارد چون حل معما را نمی خوانند بلکه معما را حل می کنند ضمناً معما هنوز حل نشده که حل آن خوانده شود
درست آن اینست
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
این خط مقرمط نه تو خوانی و نه من
هست در پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
قرامطه گروهی بودند که خط بخصوص خود را داشته اند
با احترام
مرسده

کانال رسمی گنجور در تلگرام