تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
علی نوشته:
خیام استاد شناساندن واقعیت این جهان به مخاطب است . بطوریکه در تمام رباعیات او میبینیم که در حالی که دنیا را بسیار بی آتیه می بیند ولی از لحظه لحظه عمر استفاده برده ، در جهت لذت میکوشد و میداند آدمی که زندگی خود را صرف نظریات متافیزیکی میکند در حقیقت عمر خود را به هیچ فروخته و البته او عمر خود را به هیچ نمی فروشد و زندگی را صرف طرب و مستی و می مینماید . اگر روحش وجود دارد شاد باد ….
ف-ش نوشته:
در دقت دوم وسوم و..برهرکسی معلوم میشود که وجودخودش جنبه متافیزیکی دارد و برای حفظ آرامشش ناگزیر است متوجه متافیزیک هم باشد
وضعی است چنین چه میتوان کرد؟
ومقصود خیام از مستی در بسیاری از ابیاتش مستی معمولی نمتواند باشد
روحش شاد
هومن نوشته:
در اینجا , عواملی چون پرسشهای متافیزیکی عامل غم انسان نیست. بلکه زمانه و اتفاقات آن هسنتد که سرمنشا غم برای انسان هستند.
خیام ما را از درگیری با غم دنیا منع میکند.. چرا که لحظات خوش را از انسان میگیرد
م.ح نوشته:
شاید منظور بی خیالی نسبت به غم و اندوه زمانه است.
چراکه غصه خوردن و غمگین بودن باعث خارج شدن روح از بدن خواهد شد که در دوره ما همان سکته و بیماریهای گوناگونی همچون افسردگی و جنون و غیره را شامل می شود.
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ریرا
حاشیهها
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
علی نوشته:
خیام استاد شناساندن واقعیت این جهان به مخاطب است . بطوریکه در تمام رباعیات او میبینیم که در حالی که دنیا را بسیار بی آتیه می بیند ولی از لحظه لحظه عمر استفاده برده ، در جهت لذت میکوشد و میداند آدمی که زندگی خود را صرف نظریات متافیزیکی میکند در حقیقت عمر خود را به هیچ فروخته و البته او عمر خود را به هیچ نمی فروشد و زندگی را صرف طرب و مستی و می مینماید . اگر روحش وجود دارد شاد باد ….
ف-ش نوشته:
در دقت دوم وسوم و..برهرکسی معلوم میشود که وجودخودش جنبه متافیزیکی دارد و برای حفظ آرامشش ناگزیر است متوجه متافیزیک هم باشد
وضعی است چنین چه میتوان کرد؟
ومقصود خیام از مستی در بسیاری از ابیاتش مستی معمولی نمتواند باشد
روحش شاد
هومن نوشته:
در اینجا , عواملی چون پرسشهای متافیزیکی عامل غم انسان نیست. بلکه زمانه و اتفاقات آن هسنتد که سرمنشا غم برای انسان هستند.
خیام ما را از درگیری با غم دنیا منع میکند.. چرا که لحظات خوش را از انسان میگیرد
م.ح نوشته:
شاید منظور بی خیالی نسبت به غم و اندوه زمانه است.
چراکه غصه خوردن و غمگین بودن باعث خارج شدن روح از بدن خواهد شد که در دوره ما همان سکته و بیماریهای گوناگونی همچون افسردگی و جنون و غیره را شامل می شود.