گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

جان حمد تو از میانِ جان میگوید

مستغرق تو هر دو جهان میگوید

گر شکرِ تو این زبان نمیداند گفت

یک یک مویم به صد زبان میگوید

اوحدالدین کرمانی

بشنو که نی اسرار نهان می گوید

سوزی که بود درون جان می گوید

شد جمله دهان و راز دل می گوید

از نی بشنو که بی زبان می گوید

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
همام تبریزی

نی حال دلم یکان یکان می‌گوید

وان راز که داشتم نهان می‌گوید

رازی که به صد زبان بیان نتوان کرد

از نی بشنو که بی زبان می‌گوید

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه