|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به دو موضوع اصلی اشاره میکند: یکی در ستایش شاه افریدون و ویژگیهای او به عنوان یک حاکم عادل و دیگری به توصیف وضعیت زندگی خود که در شرایط سخت و خطرناک قرار دارند. شاعر از چرخ سرکش زمان و چالشهای آن سخن میگوید و بیان میکند که زندگی در شرایط آتش و نفت بسیار دشوار است. او به این نتیجه میرسد که تنها راه نجات، رهایی از این وضعیت ناگوار است.
هوش مصنوعی: ای پرنده زیبا و شگفتانگیز، به من بگو که این چرخ زمان که سرکش و بیثبات است، چگونه از سرزمین یمن به ما میآید و آن شاه عادل، فریدون را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی از فرش به عرش بلند شود و مانند رستم قدرت و شهامت داشته باشد، قطعاً برتری و عظمت او به چشم خواهد آمد.
هوش مصنوعی: این نامه را به او ارائه بده و به خاطر لطف او، از بسیاری مشغلهها و گرفتاریها بگذر.
هوش مصنوعی: ما در جایی ساکن هستیم که هوا گرم و آتشین است و تنها آب است که در کنار نفت با آتش ترکیب میشود.
هوش مصنوعی: از این پس زندگی بسیار دشوار است مگر اینکه خود را سریعاً به جایی بیندازم که از آنجا نجات یابم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا در نزنی به هرچه داری آتش
هرگز نشود حقیقت حال تو خوش
اندر یک دل دو دوستی ناید خوش
ما را خواهی خطی به عالم درکش
یک تیر بنام من ز ترکش برکش
وآنگه بکمان عشق سخت اندرکش
گر هیچ نشانه خواهی اینکه دل و جان
از تو زدنی سخت و ز من آهی خوش
این آتش عشق تو خوش است ای دلکش
هرگز دیدی آتش سوزندهٔ خوش
تا از من می جهی چو دود از آتش
چون دود بر آتشم من ای دلبر کش
با آن رخ دلفروز و زلف سرکش
خوش نیستی ای چو جهان ناخوش و خوش
ای دل به سفر چرا نبندی مفرش
کاندر حضرت عیش نمی باشد خوش
چون آهن آب داده اندر آتش
نرمی میکن دلا و سختی می کش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.