گنجور

 
خالد نقشبندی

یا انیس القلب فی ضیق الفراق

یا دواء عن تصاب لایطاق

یا جلی القلب یا حلوالمزاج

یا زکیا جمله الاقران فاق

چون ز لطف خلق و حسن خلق تو

دم زنم کز لطف داری اشتقاق

ان تسل عن بال بلبال الفوآد

اوشئا بیب دموعی و احتراق

فالذی حلالک باللطف الوسیم

ثم قد خلاک من شوب النفاق

والذی فی البین اعطانی جوی

لحظه فی العمر لست فی الفراق

کالعهود اللائی فی تلقائکم

مدتفا رقنا دموعی لاتطاق

ینظرونی کیف لم الله بی

وابل الدمع بنار الاشتیاق

کیف نصب القدمع کسر الجفون

جز ما قلبی و جرا باتفاق

بر خلاف قاعده دور از رخت

نیست خالی روزگارم از محاق

مذ نایت عن نبال الهدب قد

صرت من عضب العذاب کالعراق

یامرونی الصبر قوم فی الوداع

لم یذقوا من اذاه من لواق

کیف یدری باضطرام البال من

لیس من لحظ العیون النجل ذاق

مت فی الهجرولم ارجو الوصال

من یطیق الصبر مع هذا العناق

خالد از لعل لبت یاد آورد

زان بود نظمش تر و شکر مذاق

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اثیر اخسیکتی

در فراقت طاقت من گشت طاق

مستغاث از جور و بیداد ازفراق

جفت اندوه و فغانم روز و شب

تا بماندَستَم، من از وصل تو طاق

جز خیال تو ندارم هم نشین

[...]

حکیم نزاری

دوستان آه از فراق آه از فراق

الغیاث از اشتیاق از اشتیاق

دفع غم را جز می استعداد نیست

کم ترک می افتد آن هم اتفاق

وقت وقتی جرعه ای گر می چشم

[...]

مشاهدهٔ ۶ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
جهان ملک خاتون

بر لب آمد جان ما از اشتیاق

شد چو صبرم تلخ از هجران مذاق

از دو چشم پر غمم خون می چکد

یک زمان از شوق و یک دم از فراق

در فراق روی خوبت ای صنم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه