گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۸

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

برافکن سایبان ظلمت از نور

که باد از روی خوبت چشم بد دور

رخت در چشم ما نورست در چشم

نظر بر طلعتت نور علی نور

بیاقوتت برات آورده سنبل

ز ریحان تو در خط رفته کافور

ترا بر جان من فرمان روانست

که سلطان آمرست و بنده مامور

بهشتی روی اگر در گلشن آید

تو پنداری که این خلدست و آن حور

گرم روی زمین گردد مصور

نبیند ناظرم جز روی منظور

ز بادامش حریفان نیمه مستند

ولی آنماهرخ در پرده مستور

ز لعلش بوسه‌ئی می‌خواستم گفت

نباید داد شیرینی برنجور

از آن خواجو بیاقوتش کند میل

که دایم آب خواهد طبع محرور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی کلیبر نوشته:

۷- بادام : استعاره مصرحه از چشم معشوق
۸- لعل : استعاره از لب معشوق
۹- در این بیت : حسن تخلص : خواجو

علی کلیبر نوشته:

شماره ها نشانگر بیت ها است.
۱- تشبیه مفروق
۲-کمینه و کهینه : جناس لاحق
۳-بخار و بخور : جناس لاحق
۶-تلمیح : اشاره به آیه لن ترانی یعنی مرا نمی توانی ببینی (مرا : خدا ) ر- ک ف- اشارات و تلمیحات -د- س -شمیسا
۱۴- روز حشر : روز قیامت

کانال رسمی گنجور در تلگرام