گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۰

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

گردون کنایتی ز سر بام ما بود

کوثر حکایتی ز لب جام ما بود

سرسبزی شکوفهٔ بستانسرای فضل

از رشحهٔ مقاطر اقلام ما بود

خوش بوئی نسیم روان بخش باغ عقل

از نفحهٔ معاطر ارقام ما بود

خورشید اگر چه شرفهٔ ایوان کبریاست

خشتی ز رهگذار در بام ما بود

ما را جوی بدست نبینی ولی دو کون

یک حبه از فواضل انعام ما بود

چون خیمه بر مخیم کروبیان زنیم

چرخ برین معسکر احشام ما بود

بدر منبر و گیسوی عنبرفشان شب

منجوق چتر و پرچم اعلام ما بود

نوری که وقت صبح ز مشرق شود پدید

از عکس جام بادهٔ گلفام ما بود

ز ایام اگر چه تیره بود روز عمر ما

فرخنده روز آنکه در ایام ما بود

قصر وجود تا یابد کی شود خراب

گر زانکه بر کتابهٔ او نام ما بود

خواجو مگو حکایت سرچشمهٔ حیات

کان قطره‌ئی ز جام غم انجام ما بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام