گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

پی در گاوست و گاو در کهسارست

ماهی سریشمین بدریا بارست

بز در کمرست و توز در بلغارست

زه کردن این کمان بسی دشوارست

میبدی

با رنگ رخ تو لاله بی‌مقدارست

با بوی سر زلف تو عنبر خوارست‌

کمال‌الدین اسماعیل

تیغ تو که همچو مرگ مردم خوارست

بر پایۀ تخت سلطنت مسمارست

گر گوهر آب دار در بحر بود

در بحر کف تو آب گوهر دارست

حکیم نزاری

زان روی که روی عاشقان در یادست

یک رو نی، که رویها بسیارست

یک روی شو و روی بگردان ز دو روی

زیرا که دو روی روی در دیوارست

خواجوی کرمانی

ای آنکه ترا جود و مکارم کارست

وز چرخ برین خاک درت را عارست

امروز مرا بآتشی مهمان کن

زانروی که میوه ی زمستان نارست

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از خواجوی کرمانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه