گنجور

شمارهٔ ۲۱۲

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

جدلی فلسفی است خاقانی

تا به فلسی نگیری احکامش

فلسفه در جدل کند پنهان

وانگهی فقه برنهد نامش

مس بدعت به زر بیالاید

پس فروشد به مردم خامش

دام در افکند مشعبدوار

پس بپوشد به خار و خس دامش

مرغ را هم به لطف صید کنند

پس ببرند سر به ناکامش

علم دین پیشت آورد وانگه

کفر باشد سخن به فرجامش

کار او و تو تا گه تطهیر

کار طفل است و آن حجامش

شکرش در دهان نهد و آنگه

ببرد پاره‌ای ز اندامش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام