گنجور

 
خاقانی

لعل او بازار جان خواهد شکست

خندهٔ او مُهر کان خواهد شکست

عابدان را پرده این خواهد درید

زاهدان را توبه آن خواهد شکست

هودج نازش نگنجد در جهان

لیک محمل بر جهان خواهد شکست

پرنیان خوئی به پای پیل غم

دل چو پیل پرنیان خواهد شکست

روی گندم‌گون او در چشم ماه

خار راه کهکشان خواهد شکست

غمزه‌ش ار غوغا کند هیچش مگوی

کو طلسم آسمان خواهد شکست

دشمنان از داغ هجرش رسته‌اند

پل همه بر دوستان خواهد شکست

جای فریاد است خاقانی که چرخ

نالهٔ فریاد‌خوان خواهد شکست

 
 
 
از گنجینهٔ گنجور دیدن کنید!
غزل شمارهٔ ۴۵ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم