گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۵

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در عشق، فتوح چیست؟ دانی

از دوست کرشمهٔ نهانی

بینی ز کمان کشان غمزه

ترکان که کمین گشای خوانی

گوئی که ز عشق او نشان ده

کس داد نشان ز بی‌نشانی

سرنامهٔ عشق کشتن آمد

سرنامهٔ خلق زندگانی

گفتم به خیال او که آوخ

من دل سبکم تو جان گرانی

دل گم شده‌ام کجا ندانم

جای دل گم شده تو دانی

خاقانی تو مزن ازین دم

کاین دم گهری است آسمانی

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام