گنجور

شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح شروان شاه منوچهر

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قصاید
 

عالم جان خاص توست نوبه فرو کوب هین

گوهر دل خاک توست رد مکن ای نازنین

منتظران تواند مانده ترنجی به کف

رخش برون تاز هان، پرده برانداز، هین

کیست ز مردان که نیست تیغ تو را هم نیام؟

کیست ز مرغان که نیست دام تو را هم قرین؟

تاجوران را ز لعل طرف نهی بر کمر

شیر دلان را ز جزع، داغ نهی بر سرین

جلوه‌گر توست چرخ و اینک در کوی تو

می‌دود از شرق و غرب آینه در آستین

گوی گریبان تو چون بنماید فروغ

زرین پروز شود دامن روح الامین

ز آتش دلها صبا سوخته شد سر به سر

تا به سر زلف تو کرد گذر چین به چین

از طپش عشق تو در روش مدح شاه

خاطر خاقانی است سحر حلال آفرین

خسرو اقلیم گیر سرور دیهیم بخش

مهدی آخر زمان، داور روی زمین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

عالم جان خاص توست نوبه فرو کوب هین
گوهر دل خاک توست رد مکن ای نازنین

کانال رسمی گنجور در تلگرام