گنجور

غزل

 
کسایی
کسایی » دیوان اشعار
 

ای ز عکس رخ تو ، آینه ماه

شاه حُسنی و ، عاشقانْت سپاه

هر کجا بنگری ، دمد نرگس

هر کجا بگذری ، برآید ماه

روی و موی تو نامهٔ خوبی است

چه بود نامه ، جز سپید و سیاه

به لب و چشم ، راحتی و بلا

به رخ و زلف ، توبه ای و گناه

دست ظالم ، ز سیم کوته به

ای به رخ سیم ، زلف کن کوتاه !

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: دیوان کسایی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آرش کریمی نوشته:

نامه در بیت سوم از نظر عرفانی به نامه اعمال انسان در قیامت اشاره دارد که یا سفید است یا سیاه که با توجه به روی سپید و زلف سیاه معشوق شاعر آن را بگونه ای می آورد که گویی نامه اعمال عاشق با وجود معشوق هم سفید(خوب و صواب ) و هم سیاه(پر از حیرت و شگفتی) است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام