گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

تا درد رسید چشمِ خون‌خوار تو را

خواهم که کشد جانِ من آزارِ تو را

یا رب که ز چشم‌زخمِ دوران هرگز

دردی نرسد نرگسِ بیمار تو را

مسعود سعد سلمان

تا دیده ام آن لب گهر بار تو را

پیوسته نمک خوانم گفتار تو را

زیرا زبی لعل لب ای یار تو را

بگشاده دهان پسته کردار تو را

افسر کرمانی

عکاس دو کرد عکس رخسار تو را

رونق بفزود جنس بازار تو را

بگشود دو جا متاع حسنت را سر

تا گرم کند دل خریدار تو را

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه