شبی به شوخیم، آن ترک سیمتن بکشد
مرا چو شمع سحرگه در انجمن بکشد
چگونه طاقت گفت و شنیدمی آرم
از آن دو لب، که مرا ذوق یک سخن بکشد
ز بس که گشتم و چهرش عیان نگشت مرا
خیال آن کمر و فکر آن دهن بکشد
روا مدار، چو من عندلیب نغمه سرای
شبی به گلشنم، آن زلف چو زغن بکشد
چگونه بوسه توانم زدن به پیرهنش
مرا که یک نفس، آن بوی پیرهن بکشد
مرا وطن سر زلف تو بود و دور شدم
جدا ز زلف توام حسرت وطن بکشد
میسر است که با تیغ ابروان بکشی
مخواه تا دگری در چه ذقن بکشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عاشقانه شاعر است که تحت تأثیر زیبایی و جذابیت معشوقهاش قرار دارد. شاعر به طور نمادین از شمعی صحبت میکند که در محفل سحرگاهی میدرخشد و خود را درگیر عشق میبیند. او از شدت اشتیاق و آرزوی دیدار معشوقهاش صحبت میکند و احساس میکند که تمامی وجودش تحت تأثیر زیباییهای اوست. همچنین به سختیهای عشق و تأملاتی درباره رابطهاش اشاره میکند و به نوعی حسرت دوری از معشوقهاش را احساس میکند. در نهایت، شاعر از خطراتی که ممکن است در عشق پیش بیاید نیز سخن میگوید و به خود میگوید که نباید دیگران را به دردسر بیندازد.
هوش مصنوعی: یک شب با شوخی، آن دختر زیبا مرا به سمت خود میکشد، مانند شمعی که در صبح زود بر جمع حاضر میتابد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم تحمل صحبت کردن و گوش دادن را داشته باشم وقتی که لذت یک کلام از آن دو لب میتواند مرا به سمت خود بکشاند؟
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی دور و اطراف او گشتم و نتوانستم چهرهاش را به وضوح ببینم، یاد آن کمر و فکر آن لبها به ذهنم خطور میکند.
هوش مصنوعی: اجازه نده که مانند من، بلبل شب در باغ، آهنگ سر بدهد؛ وقتی که آن موهای زیبا مانند کَشاندن یک زاغ، دل را برباید.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم لب بزنم به پیراهن او وقتی که فقط با یک بار نفس کشیدن، بوی آن پیراهن مرا مجذوب خود میکند؟
هوش مصنوعی: به راستی که سرزمین من، موهای زیبای تو هستند و حالا که از آنها دور شدهام، دلتنگی برای وطن در جانم حس میشود.
هوش مصنوعی: میتوانی با زیبایی و جذبهات، دیگران را تحت تاثیر قرار دهی، اما لازم نیست منتظر بمانی تا دیگران نیز به تو جلب توجه کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا به عاقبت این شوخ سیمتن بکشد
چو شمع سوخته روزی در انجمن بکشد
به لطف اگر بخرامد هزار دل ببرد
به قهر اگر بستیزد هزار تن بکشد
اگر خود آب حیاتست در دهان و لبش
[...]
عجب مکن گرت آن ترک سیمتن بکشد
بلی نسیم سحر شمع انجمن بکشد
چه باک دارد اگر صدهزار خون بخورد
بر او چه جرم اگر صدهزار تن بکشد
حذر ز مار دو گیسو و لعل ضحاکش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.