شکر شده عالمی ز قندت
من بنده لعل نوشخندت
تنها نه دلم به زلفت آویخت،
هر جا که دلی، اسیر بندت
رخساره به آفتاب منمای
ترسم که از آن رسد گزندت
دیگر چه زنی به تیغ تیزش
صیدی که فتاده در کمندت؟
می خندی و خاطر دلم ریش،
ای من به فدای نوشخندت
افسر، چو نی از شرار حرمان،
آن ماه بسوخت بند بندت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند. شاعر از شکرین بودن معشوق و تأثیر خاص لبخند او بر دل خود سخن میگوید. او بیان میکند که دلش فقط به زلف های معشوق آویخته نیست، بلکه هر دلی که عاشق است، به بند او گرفتار است. شاعر نگران آسیبپذیری معشوق در برابر آفتاب است و حس میکند که او مانند صید در دام افتاده است. در نهایت، شاعر از عشق و دلبستگیاش به معشوق میگوید و دلشکستگیاش را به خاطر لبخند او ابراز میکند.
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر شیرینی تو شکرگزاری میکند و من بندهی دندانهای سرخ لبخند تو هستم.
هوش مصنوعی: دل من تنها نیست که به زلف تو گرفتار شده است، هر جا که نگاهی وجود دارد، دلها تحت تاثیر زیبایی تو هستند.
هوش مصنوعی: چهرهات را در برابر آفتاب نشان نده، میترسم که آسیب ببینی.
هوش مصنوعی: دیگر چه کاری میتوانی بکنی به کسی که در دام تو افتاده است؟
هوش مصنوعی: تو با لبخندت دل مرا میشکنی، اما من برای خندهی تو فدای جانم میشوم.
هوش مصنوعی: افسر، مانند نی که از آتش ناکامی سوخته، آن ماه را بند به بند سوزاندهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ور بر دهد این درخت قندت
و آوازه چو من شود بلندت
در بازوی وی بود کمندت
در پنجه وی گشاد و بندت
جان بسته لعل نوشخندت
دل شیفته قد بلندت
بر عارض آتشین تو خال
هست از پی چشم بد سپندت
چشم تو و ابروی کشیده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.