غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است
دوری به مانه هرگز خوشتر ز دور جام است
بر بوی وصل جانان خون گشت آخرم دل
خود انتظار گویا، نوعی ز انتقام است
خلق ار به چارده شب، مه را تمام بینند
بینم من آن مهی را کاندر دو شب تمام است
گر روز دیگران را یک شام لازم افتاد
بر چهره، زلفکانش روز مرا دو شام است
می چیست تا بگویم، بی او حرام باشد
خود آب زندگانی بی روی او حرام است
افسر که شعله غم یکباره خرمنش سوخت
دیگر روا نباشد گفتن ورا که خام است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تلخی فاصله و دوری از معشوق اشاره میکند و بیان میکند که هرچند دوری از معشوق دردناک است، اما این فاصله همچنان بهتر از دوری از شراب عشق است. او از عشق و انتظار برای وصال سخن میگوید و میگوید که این انتظار خود نوعی عذاب و انتقام است. شاعر نیز به زیباییهای معشوق اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که اگر دیگران زیبایی کامل را در چهارده شب ببینند، او تنها در دو شب این زیبایی را مشاهده میکند. او در ادامه بیان میکند که زندگی بدون معشوق بیمعناست و آب حیات نیز بدون دیدن او حرام است. در نهایت، شاعر به کسی که به خاطر غماش دچار سوختگی شده است، اشاره میکند و میگوید که دیگر مناسب نیست دربارهاش صحبت شود، زیرا او خود به شدت آسیبدیده است.
هوش مصنوعی: نگرانیای نیست اگر قسمت ما دوری از هم باشد، زیرا این دوری هیچگاه خوشایندتر از دوری از لذت زندگی نیست.
هوش مصنوعی: در پی بوی وصال معشوق، دلم سرشار از عاشقانههای دلتنگی و درد است. گویی این انتظار، نوعی انتقام از خودم است که به خاطر عشق و فراق رنج میبرم.
هوش مصنوعی: اگر مردم، ماه را در چهارده شب کامل ببینند، من آن ماه را میبینم که فقط در دو شب کامل است.
هوش مصنوعی: اگر روز دیگران را یک شب لازم باشد، بر صورت او، موهایش برای من روزی دو شب است.
هوش مصنوعی: معنی این بیت به این شکل است که می (شراب) به قدری باارزش است که نمیتوان دربارهاش صحبت کرد و زندگی بدون عشق و حضور او، بیمعنا و ناچیز است. آب زندگی بدون او ارزشی ندارد و حرام است.
هوش مصنوعی: کسی که به شدت متاثر و غمگین است، نمیتواند باز هم دربارهی احساساتش صحبت کند؛ زیرا او به قدری درگیر درد و ناراحتی است که نمیتوان از او انتظار داشت که به راحتی با دیگران در میان بگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در کشور ملاحت شاهی تو را تمام است
شمشاد و سرو و طوبی با قامتت غلام است
در هر کجا که بینم اوصاف خلق و خویت
با سومنات و مسجد «ما قال » زین کلام است
چون غنچه لب گشایم وصف تو را نمایم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.