با تو صنوبر خرام، کرده قیامت قیام
کرده قیامت قیام، با تو صنوبر خرام
گر تو بریزی به جام، باده نباشد حرام
باده نباشد حرام، گر تو بریزی به جام
ماه رخت را غلام، آمده خورشید چرخ
آمده خورشید چرخ، ماه رخت را غلام
ولوله خاص و عام، زمزمه حسن توست
زمزمه حسن توست، ولوله خاص و عام
بس که بود ازدحام، کوی تو چون محشر است
کوی تو چون محشر است، بس که بود ازدحام
سرو خرامان به بام، جز تو نیامد دگر
جز تو نیامد دگر، سرو خرامان به بام
گر تو ببندی به دام، مایه وارستگی است
مایه وارستگی است، گر تو ببندی به دام
خون دل اندر به جام، افسر بیچاره راست
افسر بیچاره راست، خون دل اندر به جام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت شخصی خاص اشاره دارد که تأثیر عمیقی بر دیگران میگذارد. شاعر به نوعی از قیامت و آشفتگی ناشی از عشق و زیبایی صحبت میکند و به توصیف لحظات خاصی میپردازد که در آن زیبایی معشوق مانند ماه و خورشید میدرخشد. همچنین، اجتماع و ازدحام در کوی محبوب به اندازهی قیامت بزرگ و شگفتانگیز است. در نهایت، شاعر از احساس عمیق خود به معشوق و زحمات ناشی از عشق سخن میگوید و تحولی که این عشق به زندگیاش میبخشد را توصیف میکند.
هوش مصنوعی: با تو مانند درخت صنوبر که در حال رقص و حرکت است، روزگار به شدت تغییر کرده و به هم ریخته است.
هوش مصنوعی: اگر تو در جام بریزی، نوشیدنی حرام نیست. نوشیدنی حرام نیست، اگر تو در جام بریزی.
هوش مصنوعی: دوست دارم تو را، مانند ماه که همواره تحت تاثیر خورشید است. محبت و زیبایی چهرهات مثل نور خورشید، همهچیز را روشن و زنده میکند.
هوش مصنوعی: آشفتگی و هیجان همه مردم به خاطر زیبایی توست. این زیبایی توست که همگان را به جنب و جوش و شور و شوق درآورده است.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه جمعیت زیادی در کوی تو حضور دارد، کوی تو مانند روز قیامت شلوغ و پرهیاهوست.
هوش مصنوعی: سرو زیبای خرامان به بام به جز تو، دیگری نیامد.
هوش مصنوعی: اگر تو در دام بیفتی، این خود سبب رهایی است؛ این یعنی که اگر به دام بیفتی، به نوعی باعث رهایی تو خواهد شد.
هوش مصنوعی: این بیت به احساس عمیق غم و درد اشاره دارد. در آن، شاعر از ناراحتی و رنج خود سخن میگوید و بیان میکند که این درد در وجود او به صورت مایعی در جامی جمع شده است. به نوعی، افسر بیچاره نماد افرادی است که با وجود مشکلات و غمهای فراوان، همچنان باید در موقعیتهای ظاهری خود محافظت کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قافلهٔ شب گذشت صبح برآمد تمام
باده شد اکنون حلال خواب شد اکنون حرام
کاسه بدل شد به جام جام بدل شد به کام
خوشتر از این روزگار کو و کجا و کدام؟
خط سخنهای خوب یافت ز گنج کلام
بحر معانی گرفت همت طبعش تمام
دادگرا ملک را هم فلک و هم قوام
تاجورا بخت را هم شرف و هم نظام
عاجز قهرش قضا چاکر قدرش قدر
ساکن طبعش کرم شاکر جودش کرام
بسته ببندش سپهر اشهب زرین جناح
[...]
چند روی بیخبر آخر بنگر به بام
بام چه باشد بگو بر فلک سبزفام
تا قمری همچو جان جلوه شود ناگهان
صد مه و صد آفتاب چهره او را غلام
از هوس عشق او چرخ زند نه فلک
[...]
شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام
روی تو دیدن به صبح روز نماید تمام
مطرب یاران برفت ساقی مستان بخفت
شاهد ما برقرار مجلس ما بردوام
بلبل باغ سرای صبح نشان میدهد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.