گنجور

 
افسر کرمانی

ای ز ماه طلعتت خورشید تابان شرمسار

وز عبیر طرّه ات مشک تتاری یادگار

چیست شهد جان مشتاق، آن دو لعل شکرین

چیست تار عمر عاشق، آن دو زلف تابدار

صبح و شام از ساحت گیتی گریزد در عدم

پرده برداری اگر روزی از آن زلف و عذار

چیست پنهان در کمانت، ای کمان ابرو که صید

می خورد تیر تو را چون سبزه اندر مرغزار

خون گره در ناف آهوی ختایی شد زرشک

تا به صحرای ختا، بردت صبا بویی ز تار

خواهمت روزی چو جان اندر کنار خویشتن،

همچو بادام دو مغز اندر یکی جلد استوار

نار در مار آوری پنهان ز هر آئین و کیش

مار بر نار افکنی پیدا ز هر رسم و شعار

در بهار ار نغمه سنج آمد هزار اندر چمن

افسر، اندر گلشن تو نغمه‌ها زد چون هزار

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار

لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار

خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت

روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار

چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت

[...]

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
فرخی سیستانی

هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار

یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار

تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز

اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار

از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج

[...]

مشاهدهٔ ۵ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
خواجه عبدالله انصاری

ای خداوندان مال العتبار الاعتبار

ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار

پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق

پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار

توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش

[...]

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از خواجه عبدالله انصاری
ازرقی هروی

بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار

افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار

گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان

گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار

غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از ازرقی هروی
منوچهری

ابر آذاری برآمد از کران کوهسار

باد فروردین بجنبید از میان مرغزار

این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار

وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار

خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه