ای ز ماه طلعتت خورشید تابان شرمسار
وز عبیر طرّه ات مشک تتاری یادگار
چیست شهد جان مشتاق، آن دو لعل شکرین
چیست تار عمر عاشق، آن دو زلف تابدار
صبح و شام از ساحت گیتی گریزد در عدم
پرده برداری اگر روزی از آن زلف و عذار
چیست پنهان در کمانت، ای کمان ابرو که صید
می خورد تیر تو را چون سبزه اندر مرغزار
خون گره در ناف آهوی ختایی شد زرشک
تا به صحرای ختا، بردت صبا بویی ز تار
خواهمت روزی چو جان اندر کنار خویشتن،
همچو بادام دو مغز اندر یکی جلد استوار
نار در مار آوری پنهان ز هر آئین و کیش
مار بر نار افکنی پیدا ز هر رسم و شعار
در بهار ار نغمه سنج آمد هزار اندر چمن
افسر، اندر گلشن تو نغمهها زد چون هزار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق میپردازد و احساسات معشوق را به شکل دلنشینی توصیف میکند. شاعر به صورت استعاری از زیباییهای چهره و موی معشوق سخن میگوید و به تأثیر آنها بر عاشق اشاره میکند. همچنین، شاعر به سختی و کشش عاشقانهای که در پی این زیباییها وجود دارد، میپردازد و اشاراتی به راز و رمزهای عشق و دلباختگی میکند. در نهایت، شعر بیانگر این است که جمال معشوق به قدری جذاب و تاثیرگذار است که همه چیز در دنیا تحت تأثیر آن قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: ای تو که چهرهات مانند ماه است و خورشید را به شرم وامیدارد، و بوی خوش موهایت مانند مشک تیرهای است که یادگاری از خود به جا گذاشته است.
هوش مصنوعی: عشق و شوق به معشوق زندگی و روح عاشق را شیرین میکند، همچنان که لبهای زیبا و دلنشین، طعم زندگی را برای او لذتبخشتر میسازند. در عین حال، زیبایی و جذابیت آن معشوق همچون تار مویی است که عمر عاشق را در دست دارد و به او شادی و غم را به طور همزمان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر روزی از آن زلف و چهره زیبا پرده برداری، صبح و شام از دنیای مادی رخت بربسته و به عدم میگریزد.
هوش مصنوعی: چه چیزی در کمان ابرویت پنهان است، ای کمان زیبا که تیر تو مانند سبزه در دشت، جان شکار را میگیرد؟
هوش مصنوعی: خون و رگ و پی آهوی ختایی به زرشک تبدیل شده و بوی آن به وسیله نسیم صبا به دشتهای ختا میرسد.
هوش مصنوعی: میخواهم روزی تو را در کنار خودم داشته باشم، همانطور که دو مغز بادام در یک پوسته محکم قرار دارند.
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از توانایی و هنر شخصی است که میتواند به طور پنهانی و زیرکانه، یک مار را به درون آتش بیاورد و سپس آن مار را در آتش بیندازد. این تصویر نشاندهنده قدرت و مهارت در انجام کارهایی است که به ظاهر دشوار هستند، و همچنین بیانگر توانایی در عبور از محدودیتهای مختلف و نشان دادن چهرهای متفاوت از خود بر اساس شرایط و قواعد موجود است.
هوش مصنوعی: اگر در بهار صدای مرغ سحر هزار بار در باغ و گلشن پخش شود، در گلزار تو نیز آوازها و نوای شگفتانگیزی به گوش میرسد که به اندازه هزار نغمه زیباست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.