ای هنر پروری که ذات ترا
کس ندیدست عیب و همتا نیز
تویی آن منعمی که از کرمت
شرمسارست کان و دریا نیز
از سخای تو گشت گوهر دار
تیغ فولاد و سنگ خارا نیز
از مریدان خاص درگه تست
خرد پیر و بخت برنا نیز
جمع الفاظ و نظم مدحت تو
آسمان کرده و ثریّا نیز
کوه در خدمتت کمر بستست
کوه را خود چه قدر، جوزا نیز
باد بر تو مبارک و میمون
چون شب دوش روز فردا نیز
ای که از روی و رای تو مه و مهر
هر دو شرمنده اند و رسوا نیز
بثنای تو ناطقست مرا
یک زبان نی ، که هفت اعضا نیز
چون همه ساز سروری داری
بنده را باز جو در اثنا نیز
هم ز اسباب خواجگی باشد
شاعری فحل و شعر زیبا نیز
ید بیضا نمایم و سخنم
بد نباشد مگر بسودا نیز
بر من خسته پار بی موجب
ترشی کرده یی و صفرا نیز
وینک امسال هم بر آن منوال
میکنی زان حدیث مبدا نیز
لاجرم نیست از سخات مرا
بهره چه، زهرۀ تمنّا نیز
بنده بیرون از آنکه مادح تست
بولایت کند تولّا نیز
زحمت حضرت ار چه کم کردست
هم در آن خدمتست اینجا نیز
می کنند از سیه گری قومی
با همه کس پلاس و با ما نیز
این همه روزها که کید ضعیف
پنهان کرده اند و پیدا نیز
آنچنان بوده ام که از حیرت
بخودم هم نبود پروا نیز
گرچه من خود مقصّرم ، طلبم
هم نفرمود رای اعلا نیز
گر تو از بنده قرض می خواهی
بخطا، یا نه خود بعمدا نیز
هم عفا الله لطف تو کآخر
در شماری گرفت ما را نیز
از تو تشریف بود، عیب از ماست
که نداریم زرّ و کالا نیز
ورنه از بندگان مفلس خویش
قرض خواهست حق تعالی نیز
وانگهش قرض گرچه می ندهند
رزقشان می کند مهیّا نیز
منم آن بینوا که از ثروت
خواجگان را کنم مواسا نیز
چشم بد دور از چو من مردی
که ازینها ام و از آنها نیز
بود حاصل ز حضرت تو مرا
شرف خدمت و تماشا نیز
گشت بر بسته این طریق از آنک
روی آنم نماند و یارا نیز
وگرم هیچ روی آن بودی
تهنیت رفتی و تقاضا نیز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و تقدیر از هنرمندی میپردازد که بینظیر و بیعیب است. شاعر او را منبع کرم و سخاوت میداند و تأکید میکند که عظمت و زیباییهای آسمان و زمین نیز در برابر او شرمندهاند. شاعر از بنده بودن خود به این هنرمند میگوید و تأکید میکند که همه چیز در خدمت اوست. همچنین، اشاره میکند که هرچند او در زندگی خود مشکلاتی دارد، ولی همواره با امید به لطف این هنرمند، تلاش میکند تا از ثروت او بهرهمند شود. در پایان، شاعر تأکید میکند که از درگاه این هنرمند، مقام و شرف خدمت به او را به دست آورده است و از این بابت خرسند است.
هوش مصنوعی: ای کسی که هنر و استعدادت بینظیر است و هیچ کس عیبی در وجود تو نمیبیند و هیچ مشابهی برای تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: تو آن نعمت بزرگی هستی که حتی کرم و دریا از عظمت و بزرگیات شرمندهاند.
هوش مصنوعی: از بخشش و سخاوت تو، حتی گوهر و سنگهای سخت هم جواهر میشوند و ارزشمند میگردند.
هوش مصنوعی: از پیروان خاص تو هستم، ای مکانی که دانش و خرد در آن جاری است و بخت جوان نیز در آن حضور دارد.
هوش مصنوعی: جمع کردن كلمات و نظم و ترتیب مدح تو، مانند آسمان وسیع و ستارههای درخشان ثریا شده است.
هوش مصنوعی: کوه برای کمک به تو آماده است، اما کوه چقدر نزد تو ارزش دارد؟ ستاره جوزا نیز در این زمینه به تو اهمیت نمیدهد.
هوش مصنوعی: وضعیتی خوب و شاد مبارک باد بر تو، مانند شبی که گذشت و روز آینده نیز این چنین خواهد بود.
هوش مصنوعی: ای کسی که زیبایی و نظر تو باعث خجالت و سرافکندگی ماه و خورشید شده است.
هوش مصنوعی: مدح و ستایش تو زبان مرا به سخن واداشته است، نه اینکه فقط یک زبان داشته باشم؛ بلکه حتی تمام اعضای من نیز به ستایش تو مشغولند.
هوش مصنوعی: وقتی که تو از همه چیز برخورداری و در مقام رهبری هستی، باید به رعایت حال دیگران نیز توجه داشته باشی و در میانه کار به بندگان خود اهمیت بدهی.
هوش مصنوعی: شاعری با استعداد و شعری زیبا نیز جزء عواملی است که به موفقیت و بزرگی کمک میکند.
هوش مصنوعی: من قدرت شگفتانگیزی دارم و سخنانم تنها زمانی خوب هستند که به نفع عشق باشد.
هوش مصنوعی: بر من بیدلیل خستگی و تلخی به وجود آوردهای و همچنین احساس ناراحتی و بیحوصلگی نیز دارم.
هوش مصنوعی: اما امسال هم همان رویه را پیروی میکنی و از آن داستان اولیه هم غافل نمیشوی.
هوش مصنوعی: بنابراین از دست دادن خاصیت سخاوت من بیفایده است، حتی آرزوی داشتن نیز.
هوش مصنوعی: من از آن که تو را مدح گوید و محبتت را بکند، فقط خودت را قبول دارم و در محبت تو با کسی دیگر درگیر نیستم.
هوش مصنوعی: هرچند کار حضرت آسانتر شده، اما در همین حال هم در خدمت خود مشغول است.
هوش مصنوعی: گروهی از مردم به خاطر رفتارهای بدشان از دیگران فاصله میگیرند و با همه کس ارتباط ندارند، اما با ما هم ارتباط برقرار میکنند.
هوش مصنوعی: این همه روزها که نقشههای پنهانی و کماثر طراحی شده، اما به وضوح نیز نمایان شدهاند.
هوش مصنوعی: من آنقدر در حیرت و شگفتی غرق بودهام که حتی به خودم هم توجه نمیکنم.
هوش مصنوعی: با اینکه خودم هم در این ماجرا تقصیر دارم، اما درخواست من هم به اعلیحضرت نگفته است.
هوش مصنوعی: اگر تو از بنده طلب قرض میکنی، به اشتباه است، یا اینکه خودت عمداً چنین میکنی.
هوش مصنوعی: خداوند همواره لطف تو را میبخشاید و در نهایت، ما را نیز به شمار آورد.
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید که اشکال از ماست زیرا که ما ثروت و دارایی لازم را نداریم، در حالی که تو از مقام و جایگاه بالایی برخورداری.
هوش مصنوعی: در غیر این صورت، خداوند نیز از بندگان بیچیز خود طلب قرض میکند.
هوش مصنوعی: سپس اگرچه به او قرض نمیدهند، روزی او را فراهم میکند.
هوش مصنوعی: من آن شخص بیچارهای هستم که از داراییهای ثروتمندان، به دیگران کمک میکنم.
هوش مصنوعی: چشم حسود از من دور باشد، من مردی هستم که از این ویژگیها و حتی ویژگیهای دیگری نیز برخوردارم.
هوش مصنوعی: از تو به من عزت و موقعیت خدمت به دست آمده و همچنین توانستهام زیباییها را تماشا کنم.
هوش مصنوعی: در این مسیر، به دلیل اینکه دیگر نتوانستم چهرهات را ببینم و طاقت هم ندارم، به عقب برگشتهام.
هوش مصنوعی: اگر تو به آن حالت زیبا بودی، دیگر نیاز به تبریک و ستایش نبود و نیازی به درخواست هم نداشتیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.