خوبان که همی رمند ز افسون فلک
رامند به بی تعینان بیشترک
در صید بتان جامه صیادی پوش
پا تابه و گیوه و کلاه و کپنک
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
خوبان که همی رمند ز افسون فلک
رامند به بی تعینان بیشترک
در صید بتان جامه صیادی پوش
پا تابه و گیوه و کلاه و کپنک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هرچنداین رباعی در تمجید کسب معارف الهی و تهدیب نفس است و پذیرفتن سختیهای این راه.لیکن درباب تفسیر ابیات ستارگان آسمان ادب و عرفان ایران گفتنیها بسیاراست. انچنان که گنجاندن معنی یک بیت یا مصرع در قالب چند جمله هم سخت است و هم مایه افسوس ازین باب که حق مطلب ادا نشده است. انصافا در توصیف این اشعار میتوان قلم فرسایی بسیارنمود ولی درین مجمل که بنا بر گزیده گویی و اجمال میباشد باید به بیان محدود بسنده کرد.حیفم امد که درتبیان این مصرع به شعری از وفایی شوشتری اشاره نکنم که فرموده تکلف گرنباشد خوش توان زیست.تعلق گرنباشد خوش توان مرد... و این مضمون ( دوری از زخارف دنیا بمنظورحصول معارف الهی درایات و ابیات بیشماری توصیه شده که ذکر انها درین مجمل نمیگنجد.
"خوبان" درین بیت اشاره به کسانی است که به واسطه دوری از تکلفات زندگی و بازیهای روزگار در گمنامی مشغول تهذیب نفس خویش هستندو به گمنامی و دوری از زرق و برق دنیای گذرا بیشتر رغبت و تمایل دارند و درمصرع دوم " صید بتان" اشاره به دستیابی به مکارم اخلاقی و بیداری معنویست و مفهوم ان اینست که اگر قصد دستیابی به معارف و مکارم الهی را دارید باید ابزار آنرا فراهم کنید( و ابزار لازم همانا دوری از تعلقات دنیوی و تمایلات حیوانیست که درمصرع اول تصریح شده است)
هوش مصنوعی: در شکار تمثالها، لباس یک صیاد را به تن کردم و پاهایم را با گیوه و کلاه و کپنک زینت دادم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگز نبود خار بشوری چو نمک
وز کاه چگونه می بسازند کسک؟
در بحر صفا گداختم همچو نمک
نه کف و ایمان نه یقین ماند و نه شک
اندر دل من ستارهای شد پیدا
گم گشت در آن ستاره هر هفت فلک
عهد من دل شکسته زینگونه سبک
مکشن که بود عهد عزیزان نازک
دانی که چو آبگینه ما را دلکی ست
آسان شکن و ساده و صافی و تنک
معشوق یکی عشق یکی عاشق یک
این هر دو یکی و در یکی نبود شک
یک ذات و صفات صد هزارش می دان
یک صد باشد به اعتباری صد یک
در نعت بقا نیست کسی با تو مشارک
وجه تو بود باقی و باقی همه هالک
هرجا زده ز اسماء تو آدم دم انبا
«سبحانک لا علم لنا» گفته ملایک
از ظلمت زلفت نتوان برد برون راه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.